اختلال بدریخت انگاری بدن

بیماران مبتلا اشتغال ذهنی با نقصی تخیلی در ظاهر یا چهره خود دارند و این اشتغال ذهنی سبب ناراحتی بالینی چشمگیر یا تخریب عملکرد بیمار می شود.

در صورتی که ناهنجاری جسمانی مختصری وجود داشته باشد، نگرانی بیمار در مورد آن افراطی و عذاب آور است و بیمار رفتارهای وسواس مانند وارسی در آینه، آرایش افراطی یا مقایسه ظاهر خود با دیگران را انجام می دهد.

این بیماران بیشتر به متخصصین پوست، داخلی یا جراحان پلاستیک مراجعه می کنند تا روانپزشکان.

شایعترین سن شروع اختلال بین 15 تا 30 سالگی است و زنان بیشتر از مردان گرفتار می شوند. این اختلال بطور شایعی با اختلالات دیگر روانپزشکی دیده می شود بطوریکه بیش از 90 درصد آنها دوره ای از افسردگی را تجربه کرده اند

و حدود 70 درصد اختلال اضطرابی داشته اند و 30 درصد اختلال روانپریشی داشته اند.

مفاهیم مربوط به زیبایی که در برخی خانواده ها و فرهنگ ها مورد تاکید است در مقیاس وسیع ممکن است اثرات چشمگیری بر بیماران مبتلا به اختلال بدریخت انگاری بدن بگذارد.

شایعترین نگرانی ها به عیب های صورت، بعضی معایب اجزاء خاص بدن (مانند بینی) مربوط می شود. یک گونه از این اختلال در مردان “میل به بزرگ شدن هیکل” و بدست آوردن عضلاتی بزرگ است.

این اختلال می تواند در زندگی معمولی، حفظ شغل یا سلامتی فرد اختلال ایجاد کند.

تا یک سوم بیماران خانه نشین می شوند به علت ترس از مسخره شدن.

این بیماری معمولا سیری طولانی و نوسان دار دارد.

درمان

درمانهای جراحی، درماتولوژیک، دندانپزشکی و سایر روش های طبی به منظور رفع نقص های ادعایی تقریبا بدون استثناء ناموفق هستند.

دارودرمانی و روان درمانی درمان های اصلی هستند.