نوشته‌ها

نقشه مغزی

QEEG (نقشه مغزی)

مغز ما دارای میلیارد ها سلول عصبی است. این سلول ها برای برقراری ارتباط با یکدیگر و سایر قسمتهای بدن پیام های عصبی را منتقل می کنند. این پیام های عصبی ماهیت الکتریکی و شیمیایی دارند، پس در هر لحظه میلیارد ها سیگنال الکتریکی در سلول های مغز ما رد و بدل می شوند. یکی از روشهایی که برای بررسی عملکرد مغز مورد استفاده قرار می گیرد بر این اساس است که فعالیت الکتریکی مغز را در فرکانسهای مختلف بررسی کنیم. با توجه به تقسیم بندی فرکانس ها ما دارای 4 موج اصلی در مغز هستیم: دلتا، تتا، آلفا و بتا. هر کدام از این امواج با عملکرد خاصی در مغز مرتبط هستند:

نقشه مغزی

برای مثال امواج دلتا با خواب عمیق و ترشح هورمون رشد در ارتباط است. امواج تتا با یادگیری فعال و تفکر خلاقانه. امواج آلفا با آرامش بستن چشمها، کاهش اضطراب و ترشح سروتونین. امواج بتا با اعمال پیچیده ذهن مثل سخن گفتن، تفکر انتزاعی و … .

مغز سالم در شرایط مختلف امواج خاصی را تولید می کند مثلا در یک فرد سالم هنگامی که سعی در حل مسئله ریاضی و تمرکز دارد امواج تتا افزایش پیدا می کند تا شخص راه حل مناسب را پیدا کند.

ما با استفاده از دستگاه QEEG می توانیم مقدار این امواج و عملکرد مغز را بررسی کنیم.

نقشه مغزی

دستگاه QEEG یا نقشه مغزی الکترودهایی دارد که روی پوست سر قرار می گیرند و آن گاه سیگنالهای تولید شده توسط مغز را با سیم رابط به کامپیوتر منتقل می کند و در کامپیوتر با محاسبات ریاضی این امواج دسته بندی شده و شدت و مکان تولید آنها مشخص می شود و با رنگ های مختلف نشان داده می شوند. رنگ سبز نشان دهنده حالت نرمال است.

اگر شدت موج اندازه گیری شده توسط دستگاه بیشتر از حالت طبیعی باشد (که نشان دهنده مشکلی در عملکرد ناحیه ای از مغز است) دستگاه آنرا با رنگهای زرد، نارنجی یا قرمز نشان می دهد (بسته به شدت اختلال). اگر شدت امواج کمتر از حالت طبیعی باشد با رنگ آبی و بنفش نشان داده می شود که آن هم نشان دهنده اختلال عملکرد است.

مثلا بالا بودن امواج تتا را رد اختلال بیش فعالی و مشکل تمرکز داریم. یا بالا بودن امواج آلفا در لوب پیشانی را در افسردگی داریم.

لازم به ذکر است که تشخیص اختلالات مختلف روانپزشکی توسط روانپزشک و با مصاحبه بالینی انجام می شود و QEEG یک روش کمک کننده در تعیین دقیق روش درمان در درمان های غیر داروییی مانند نوروفیدبک و بیوفیدبک، تحریک الکتریکی مغز و … می باشد و جایگزین مصاحبه روانپزشکی نمی باشد.

آمادگی لازم برای QEEG:

  • شست و شوی سر با شامپو در روز انجام تست
  • عدم استفاده از روغن یا ژل روی موها یا مواد آرایشی روی پیشانی
  • عدم مصرف مواد تحریک کننده مانند قهوه، چای، سیگار و…
  • عدم مصرف داروهای نامعتبر
  • در صورتی که داروی روانپزشکی مصرف می کنید با روانپزشک خود در مورد مصرف آن در روز انجام نقشه مغزی مشورت کنید.
  • شب قبل استراحت کافی کرده باشید

نقشه مغزی

* نکته: انجام نقشه مغزی هیچ ضرری ندارد و صرفا امواج مغزی را ثبت می کند.

پس از خیانت همسرمان چه کنیم و چه نکنیم؟

هنگامی که متوجه روابط پنهان همسر خود شدید، وحشت، سردرگمی و رنج تمام وجود شما را فرا گرفته و شما را در وضعیتی مبهم قرار می دهد. انواع نصیحت و راهنمایی ها از طرف خانواده و دوستان به سمت شما روانه می شود(البته اگر توانسته باشید به کسی چیزی بگویید).

زندگی شما بشدت دستخوش تغییر می شود. طی کردن این مراحل بسیار سخت است و علایم شبیه سوگ از دست دادن یکی از نزدیکان و بسا شدیدتر در شما نمایان می شود. زیرا در سوگ از دست دادن یکی از نزدیکان، دیگران شما را همراهی و درک می کنند ولی در مورد کشف روابط فرا زناشویی شاید نتوانید به هیچ کسی اعتماد کنید مگر یک دوست صمیمی، و چندان همراهی با علایم ناراحتی و سوگ شما انجام نمی شود.
مهم نیست همسر شما چقدر ابراز پشیمانی می کند ولی شما قانع نمی شوید و بی اعتمادی به رابطه تان سایه می افکند.
در زیر هفت راه برای برخورد با روابط فرا زناشویی مطرح می شود:

۱- شما ممکن است بخواهید بلافاصله به افرادی که می شناسید ظلمی که در حق شما شده است را اطلاع دهید. لطفا از کارهای عجولانه خودداری کنید.

۲- به خاطر داشته باشید که حتی اگر اکنون غیرممکن به نظر برسد، اما ممکن است بتوانید مشکلات رابطه خود را حل کنید. ممکن است با گذشت زمان احساس کنید که می توانید او را ببخشید.
اگر تمام آشنایان و دوستان خود را متقاعد کرده باشید که همسرتان با بی رحمی تمام به شما خیانت کرده، می تواند پذیرش مجدد او را به عنوان همسر برای شما بسیار مشکل تر کند و واکنش خانواده و دوستانتان حتی اگر مشکلات خود را با همسرتان حل کرده باشید می تواند مشکلات متعددی برای رابطه تان فراهم کند.
پس لطفا به هر کس مسئله را نگویید.

۳- این مسئله را تنها با افرادی که مورد اعتماد شما هستند مطرح کنید.
پشتیبانی عاطفی، صرف نظراز اینکه رابطه شما نجات خواهد یافت یا نه برای تسکین شما لازم است. خود را از دیگران دور و جدا نکنید شما به دوستان خوب برای پشت سر گذاشتن این سختی نیاز دارید.

۴- بلافاصله تصمیم به ترک خانه نگیرید.
به خود زمان کافی بدهید تا به این که چه کاری درست است فکر کنید، زوج های زیادی هستند که پس از چنین مشکلی دوباره می توانند با هم زندگی کنند.

۵- انتقام جویی و مقابله به مثل مشکلی از مشکلات شما را حل نمی کند بلکه مشکل را اضافه می کند.

۶- تعقیب فردی که با همسر شما رابطه داشته یا تهدید او ممکن است اندکی خشنودی موقت برای شما در پی داشته باشد ولی در دراز مدت خیر

۷-اگر دارای فرزند هستید به یاد داشته باشید که مسئولیت حمایت از آنها با شماست. زمانی که حرفهای بدی در مورد پدر یا مادر او می زنید، آنها رنج خواهند برد. ممکن است شما بخواهید همسرتان را رنج دهید ولی همزمان موجب رنج کودکان خود شده اید که آنها مستحق این رنج نیستند.
ادامه دارد…

آیا می شود بعد از خیانت رابطه را ادامه داد؟

هیچ چیز مخرب تر از این نیست که بفهمید همسر وفادار شما خیانت کرده است. حقیقت این است که همسرتان به شما دروغ گفته؛ چه با حرف هایش چه با سکوتش موجب رنج شما شده است.
اگر خیانتی اتفاق افتاده باشد، بسیار طبیعی است که فرد آسیب دیده احساس خشم، افسردگی، دیوانگی، وسواس فکری با جزئیات خیانت کند و فکر کند هرگز این رابطه درست نخواهد شد.

به یاد داشته باشید که خیانت در ازدواج های بد رخ نمی دهد. این یک باور غلط است که فکر کنید “دلیل اصلی” خیانت، بد بودن ازدواج یا گناهکار بودن طرف مقابل است. درست است، خیانت در ازدواج های ناموفق اتفاق می افتد اما در عین حال در ازدواج های عالی هم به همان میزان رخ می دهد. خیانت دلایل مختلف دارد.

هر اندازه هم خیانت مخرب و دیوانه کننده باشد، طلاق تنها راه نیست. زوج های زیادی هستند که بعد از خیانت آرامش یافته اند و حتی ارتباط و نزدیکی شان افزایش یافته است. برای اینکه بتوان بعد از خیانت رابطه را بازسازی کرد هر دو طرف باید به هم متعهد شوند؛ به راست گویی، به اجتناب از وسوسه های آینده و به راه طولانی و مسیر ناهموار التیام و بازسازی اعتماد.

اگر فردی هستید که خیانت کرده اید؛ هرگز، هرگز و هرگز همسرتان را تشویق به فراموش کردن و نادیده گرفتن نکنید. در عوض به رنجش همسرتان گوش دهید و آن را بپذیرید. گفتگو کنید و اجازه دهید همسرتان بداند که به کارتان فکر می کنید و نمی خواهید او را مجبور کنید به تنهایی رنجش را تحمل کنید. کاملا آماده شنیدن خشم و غم او تا هر زمان که طول می کشد باشید. اگر می خواهید همسرتان رنج را رها کند پس شما باید آن را نگه دارید.

اگر فردی هستید که به شما خیانت شده، قبل از طلاق مشاوره بگیرید و از طرفی سعی کنید ببخشید. به همسرتان فرصت دهید رابطه را بسازد و اعتماد شما را دوباره به دست بیاورد. به خودتان و رابطه فرصتی برای التیام و رشد بدهید. بدون شک این فرایند آهسته و سخت است. اما اگر هر دوی شما متعهد شوید، ازدواجتان ارزش تلاش را دارد.

رفتارهای مخرب روابط زناشویی چیست ؟

ناکامی های اغلب زوج ها بیش از هر علت دیگر بر می گردد به «کنترل بیرونی»
استفاده از این عادت و رفتار سنتی منحصر به زندگی زناشویی نیست، بلکه خود را در زندگی زناشویی شدیدتر نشان می دهد.
فرض احساس کنترل بیرونی این است که: اگر من احساس ناخشنودی می کنم، خود من مسئول این احساس نیستم، بلکه دیگران و رویدادها و عوامل خارج از کنترل من آن را در من ایجاد کرده اند و مقصرند یا دست خودم نیست.
در این فرض، هرگز شیوه انتخاب اعمال ما توسط خود ما علت ناخشنودیمان محسوب نمی شود. افرادی که از زندگی زناشویی خود ناخشنودند، معتقدند من تقصیری ندارم. همسرم عامل این ناخشنودی هاست و من وظیفه خود می دانم که برای تغییر و اصلاح رفتارهای او هر کاری می توانم انجام دهم.
برای انجام این «وظیفه» یعنی «تغییر دادن دیگری» معمولا از یکسری رفتارهای کلیشه ای استفاده می کنیم. این رفتارها، هفت رفتار مخرب «کنترل بیرونی» نام دارند.
این رفتارها عامل ناخشنودی ما و دیگران در زندگی زناشویی و سایر روابط اجتماعی هستند.

این رفتارهای مخرب عبارتند از:
۱-انتقاد کردن
۲-سرزنش کردن
۳-شکوه و شکایت کردن
۴-غرغر کردن
۵-تهدیدکردن
۶-تنبیه کردن
۷-باج دهی برای کنترل کردن دیگری

همسر بهتری باشیم

ما معمولا باور داریم که آدم فوق العاده ای هستیم و فقط باید همسرمان بهتر شود اما واقعیت این است که باید خودمان همسر بهتری باشیم.

زوج ها معمولا بر خشنود کردن یکدیگر تمرکز نمی کنند، بلکه فقط به دنبال آن هستند که همسرشان آنها را خشنود و راضی کند و حتی گاهی این را مسئولیت طرف مقابل می دانند که «باید» در خدمت نیازها و خواسته های او باشد. بیشتر ما می کوشیم یکدیگر را کنترل کنیم، به انجام کاری وا داریم، تحقیر نماییم و در او احساس شرم و گناه ایجاد کنیم، و بلاخره با هر آنچه در توانمان است بکوشیم در زندگی مشترک به «خواسته های» خود برسیم.

ما بطور دقیق و مشخص می دانیم که همسرمان باید برای بهبود زندگی مشترکمان چه کارهایی انجام دهد ولی از این نکته مهم غفلت می کنیم که ما نیز وظایفی در قبال زندگی مشترکمان داریم و اگر قرار است بهبودی حاصل شود ما نیز باید «تغییر» کنیم و سعی کنیم همسر بهتری باشیم و نقش و سهم خود را در یک زندگی مشترک غم انگیز بپذیریم.

کودک در محیط خانه چه می آموزد؟!

اگر کودک را سرزنش کنید، او می آموزد که همیشه تقبیح شود

اگر با کودک خشونت و ضدیت داشته باشید، او می آموزد که با همه بجنگد

اگر کودک را بترسانید، او می آموزد که همواره نگران باشد

اگر به کودک احساس گناه بدهید، او می آموزد که به حال خودش تاسف بخورد

اگر کودک را مسخره کنید، او می آموزد که از خود شرمنده باشد

اگر به کودک احساس شرم بدهید، او می آموزد تا همواره احساس گناه داشته باشد.

اگر به کودک احساس شجاعت بدهید، او می آموزد تا قابل اطمینان باشد

اگر از کودک قدردانی کنید، او می آموزد تا از دیگران قدردانی کند.

زوج های خوشبخت چه کار می کنند؟

علاوه بر پیش‌بینی طلاق، جان گاتمن می‌گوید که می‌توان خوشبختی و بهبود روابط زوجین را در طول سالیان بعدی نیز پیش بینی کرد.

گاتمن در پژوهش‌هایش دریافته است که اگر هر زوج در هفته فقط ۵ ساعت را صرف زندگی مشترکشان کنند روابط شان بهتر خواهد شد. کاری که زوج‌های خوشبخت می‌کنند را به شما توصیه می‌کنیم که عبارتند از:

 

✔️ خداحافظی

? این زوج‌ها هر روز قبل از خداحافظی، درباره کارهایی که قرار است در آن روز بکنند سوالاتی از همدیگر می‌کنند (۲ دقیقه در روز، ۵ روز در هفته، جمعاً ۱۰ دقیقه).

 

✔️ تجدید دیدارها
? این زوج‌ها در پایان هر روز کاری یک گفتگوی آرام و بی استرس با هم دارند.
در این فرصت آن‌ها می‌توانند روابط خود را عمیق‌تر سازند و از خستگی و دلمشغولی‌های هم آگاه شوند (۲۰ دقیقه در روز، ۵ روز در هفته، و جمعاً ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه در هفته).

 

✔️محبت
? این زوج‌ها محبت خود را از طریق رفتارهایی همچون لمس کردن هم، روابط عاشقانه و بخشش در مواقع مناسب ابراز می‌کنند (۵ دقیقه در روز، ۷ روز در هفته و جمعاً ۳۵ دقیقه در هفته).

 

✔️قرار هفتگی
? این زوج‌ها یک قرار هفتگی دو نفره در فضایی خلوت و آرامش بخش برای تازه کردن عشق خود دارند (۲ ساعت در هفته).

 

✔️ تحسین هم و قدردانی
? این زوج‌ها هر روز حداقل ۵ بار قدردانی و محبت صادقانه‌ای بین خود رد و بدل می‌کنند (۵ دقیقه در روز، ۵ روز در هفته، و جمعاً ۳۵ دقیقه در هفته).

 

✅با توجه به کارهایی که زوج‌های خوشبخت انجام می‌دهند می‌بینیم که انجام این کارها زیاد زمان‌بر نیست. اما همین کارهای به ظاهر ساده می‌تواند روابط زناشویی زوجین را به طرز شگفت انگیزی بهتر کند.

 

منبع:

هفت اصل موفقیت در ازدواج و زناشویی/ جان گاتمن، نان سیلور

یک زوج موفق این کارها را انجام نمی دهند

افشاگر نیستند
صحبت کردن در مورد همسر با دوستان و آشنایان، تنها دردسرساز است و جز افشاى مسائل خصوصى شما براى دیگران پیامدى ندارد. ممکن است شما و همسرتان بالاخره به تفاهم برسید و اصلا مسئله پیش آمده را فراموش کنید، اما هرگز آن تصویرى که شما از همسرتان در حین ناراحتى براى دیگران ساخته اید از ذهنشان پاک نخواهد شد. اصولا نباید پشت سر کسی صحبت کرد مخصوصا در مورد همسر خود.

 

مقایسه نمى کنند
زوجهای موفق به رابطه خود ایمان دارند. آنها راه زندگی خود را بر اساس اهداف و خواسته هاى مشترکشان طی می کنند، و برای حرکت های بزرگتر خود را آماده می کنند. مقدار مشخصی از زمان را با هم می گذرانند و نه خود را با زوج های دیگر مقایسه می کنند و نه سخنان دیگران برایشان مهم است.

همسر سرزنش گر

سرزنشگر نیستند
زوج هایی که همیشه همدیگر را سرزنش می کنند، در نهایت به دلیل شکستن عزت نفس و اعتماد یکدیگر، به سقوط و جدایی می رسند. زوج ها باید نقاط ضعف و قوت هم را بشناسند و به رشد و بهبود یکدیگر کمک کنند و در برابر سایرین مثل جامه اى زیبا و برازنده، عیوب هم را بپوشانند.

 

به دنبال فرد بى عیب و نقص نیستند
هر کسی ضعف هایی دارد؛ هیچ انسانى حتى خودش را هم صد درصد تأیید نمى کند و زوج هاى موفق این را مى دانند که انتظار شریکى بى هیچ ضعف و خطایى، باطل و بیهوده است. یادتان باشد حتى بعضى از ایرادهاى جزئى با گذشت زمان شیرین و خاطره انگیز مى شوند “همیشه عادت داشت صورتش را با پیراهن من خشک کند؛ کاش میدانستم که چقدر عطر لباسم را دوست دارد،.”.

 

کنترلگر نیستند
زوج های موفق با هم در ارتباط هستند، آنها قادرند در مورد دغدغه هایشان بدون ترس بحث کنند؛ پیش از آنکه همسر باشند، بهترین دوست هم هستند.

 

اهل گله و شکایت نیستند
مدام گلایه نمی کنند و خانه را به یک پادگان نظامى و یا اتاق بازجویى تبدیل نمى کنند. با روش هاى نقد صحیح آشنا هستند و در صورت لزوم، درست انتقاد مى کنند.

 

سختگیر نیستند
اگر شریک زندگی شما دیرهنگام با لباس هاى کارش به خانه آمده و روى کاناپه خوابش برده است؛ خستگى اش را درک کنید و شبهایى که مى دانید کارش طولانى ست، آن کاناپه را با یک ملحفه مناسب آماده کنید. زوج های موفق نمایش هاى اشرافى بازى نمى کنند؛ آنها تلخى ها را مى شناسند و زندگى را براى هم شیرین مى کنند.

آیا نوروفیدبک برای مبتلایان به اوتیسم  کمک کننده است؟

کمک به کودکان برای کنترل امواج مغزی خود ممکن است به بهبود علایم اوتیسم کمک کند.

اوتیسم عارضه ای است که از هر ۸۸ کودک یک نفر را بر اساس تخمین مراکز کنترل بیماری درگیر می کند. درمان های اوتیسم به صورت بسیار محدود می باشد و بسیاری از خانواده ها سعی می کنند علایم را بر اساس تغییرات در رژیم غذایی، مکمل ها یا سایر مداخلات بهبود بخشند.

نوروفیدبک چیست؟

تعدادی از افراد اخیراً سودمندی هایی که از نوروفیدبک در فرزندانشان تجربه کرده اند را بیان می کنند. نوروفیدبک شامل نظارت شدن از طریق دستگاهی است که فعالیت های امواج مغزی را توسط الکتروانسفالوگرافی (EEG) بررسی می کند.

این امواج مغزی می تواند به صورت خطی یا نموداری یا به صورت یک دایره روی صفحه نمایشگر کامپیوتر نمایش داده شود. هنگامی که کودک از نوروفیدبک استفاده می کند یا به الگوهای نرمال امواج مغزی نزدیک تر می شود مشاهده می شود که نمودار دایره ای یا خطی روی صفحه ی نمایشگر تغییر می کند. این یک روش برای آموزش کودک است که چگونه امواج مغزی خود را تنظیم کند و مثل هر فعالیتی تمرین برای بهتر شدن انجام آن لازم است. عوارض جانبی بسیار محدودی برای نوروفیدبک مشخص شده و در سطح وسیع هیچ نگرانی دیده نشده است. تعدادی از کودکان به سردرد و انقباض عضلانی اشاره کرده اند.

آیا برای اوتیسم کاربردی است؟

گزارش ها از مراقبت کننده های افراد اوتیسم بیان می کند که شاهد بهبودی در حوزه های مختلف شامل صحبت کردن و تحریک پذیری هستند. چند گزارش علمی تأکید می کند که افزایش عملکرد اجتماعی در افراد اوتیسم تحت درمان دیده می شود.

یک مطالعه بیان می کند که والدینی که بهبودی را گزارش کردند برای حداقل یک سال پس از نوروفیربک ادامه ی سودمندی را مشاهده کردند.

ما از دیگر مطالعه ها درمی یابیم که امواج مغزی کودکان مبتلا به اوتیسم از جهات زیادی با امواج مغزی همسالان غیر اوتیسم آنان متفاوت است.

اگرچه نوروفیدبک به عنوان یک گزینه درمانی برای بعضی علایم اوتیسم به نظر می رسد اما با نگاه کردن به متون علمی مشخص می شود که تنها تعداد کمی مطالعات محدود با روش های بسیار متنوع در این باره وجود دارد.

برخی محققان بیان می کنند که یافته های حمایت کننده از استفاده از نوروفیدبک در ASD (اوتیسم) غیر قطعی است.

این مسئله احتمالاً یکی از نتایج نبود مطالعات تحقیقاتی در این زمینه ی جذاب می باشد.

قضیه ی نوروفیدبک و شرایط دیگر کودکان (بیش فعالی) با هم تفاوت دارد.

مشخص شده است که نوروفیدبک با بهبود بیش فعالی، حالات تکانشی و بی توجهی به کودکان مبتلا به بیش فعالی (ADHD) کمک می کند. جالب اینجاست که می دانیم بسیاری از کودکان مبتلا به اوتیسم ممکن است این علایم را داشته باشند. گفته شده که یک نفر در هر سه نفر مبتلا به اوتیسم به ADHD (بیش فعالی و نقص توجه) هم مبتلا است.

واضح است که در آینده ما به تحقیقات بیشتری در این باره نیاز داریم و لازم است بررسی کنیم که به چه دلیلی امواج مغزی کودکان مبتلا به اوتیسم متفاوت است و سپس تعیین کنیم که آیا نوروفیدبک به عنوان یک مداخله باید بیشتر مورد استفاده قرار گیرد.

منبع:

https://www.psychologytoday.com/blog/spectrum-theory/201306/brainwave-neurofeedback-autism-can-it-help

شش راه ساده برای آگاهانه غذا خوردن

آیا می خواهید از رژیم غذایی خود خلاص شوید اما نمی دانید چه چیزی میتواند جایگزین آن شود؟ “آگاهانه غذا خوردن” پاسخ سوال شماست. در نظر داشته باشد ۹۵% کسانی که برای لاغر شدن رژیم می گیرند طی پنج سال به وزن قبلیشان بر می گردند.

ما می بینیم که رژیم های غذایی زودگذر چه معایب جسمی و احساسی بر افراد دارند. رژیم های غذایی زودگذر ارتباط شما با غذا ها را پیچیده می کنند، شما را از حس گناه و شرم پر می کنند، به سوخت و ساز بدن آسیب می رسانند و به طور کلی غذا خوردن را تبدیل به یک مبارزه و کشمکش می کنند. خبر خوب این است که نباید اینچنین باشد. غذاها  برای لذت بردن و تغذیه شدن شما هستند نه برای اینکه در شما احساس اضطراب و پشیمانی ایجاد کنند.

 

مطالعات بالینی نشانه داده آگاهانه غذا خوردن به مردم کمک می کند تا حس بهتری به بدن خود داشته باشند، از زیاد شدن وزن جلوگیری کنند، با خوردن های مشکل دار(مانند اختلال بینج ایتینگ یا پرخوری افراطی و بولیمیا نروزا یا پراشتهایی عصبی) مقابله کنند، ۳۰۰ کالری کمتر در روز مصرف کنند، شاخص حجم بدن شان را کاهش دهند، و از همه مهمتر رابطه کلی بهتری با غذا داشته باشند. آگاهانه خوردن برنامه گران یا پیچیده ای نیست.

 

لیست زیر را بخوانید تا برخی از مهمترین رفتارها و تغییرات ذهنی در افرادی که آگاهانه غذا می خورند را کشف کنید:

  1- آنان قبل از سیر شدن از غذا خوردن دست می کشند

“سیری” یک اصطلاح سوء استفاده شده و گمراه کننده است. کسانی که آگاهانه غذا می خورند تمایل دارند تا زمانی به خوردن ادامه دهند که دیگر گرسنه نباشند یا احساس رضایت کنند. تفاوت بزرگی اینجاست. زمانی که شما احساس سیر شدن را دریافت می کنید اغلب آنقدر دیر شده که بیش از حد غذا خورده اید

اگر شما برای سالها رژیم داشتید، سیگنال های گرسنگی و سیری شما ممکن است قطع شوند.جای نگرانی نیست! خوردن آگاهانه کمک می کند مغز شما دوباره این سیگنالها را برقرار کند تا بدانید چگونه گرسنگی فیزیکی واقعی احساس می شود و گرسنگی عاطفی را تشخیص دهید.

 

  2- آهسته غذا می خورند

این کار در دنیای امروز آسان نیست. ما در جهانی زندگی می کنیم که بر دسترسی سریع و عجله کردن تاکید می کند و غذا خوردن هم استثنا نیست. کسانی که آگاهانه غذا می خورند به خودشان کم کردن سرعت در خوردن را یادآوری می کنند و یا سعی میکنند آهسته بودن شان را چک کنند.

 

عمدا تغییر دادن سرعت اغلب  گفتنش از انجامش سخت تر است. برای این کار ابزاری هست که کمک می کند.

  3- انها برای غذا خوردن انتخابی عمل می کنند

کسانی که آگاهانه غذا می خورند ممکنست مشکل پسند  و بد غذا بنظر برسند، آنها اغلب در مورد انتخاب غذا درک و تمییزدهندگی زیادی دارند. آنها واقعا غذا ها را می چشند و اگر آن را دوست نداشتند آن را نمیخورند، درست مانند کسانی که ناخونک می زنند.

همچنین آنها نگران این نیستند که غذاها را به طعم خاصی که میخواهند مختص کنند. در رستوران، آنها ممکن است تغییراتی در سفارش خود بخواهند مثلا بخواهند پنیر سوئیسی به جای چدار در غذای سفارش شده باشد.

 

  4- آنان سخاوتمند و انعطاف پذیر هستند

بله، افرادی که آگاهانه غذا می خوردند نیز گاهی پرخوری می کنند! چیزی که آنها انجام نمی دهند اینست که مانند کسانی که رژیم غذایی دارند خودشان را آزار نمی دهند. آنها میدانند که فردا روز دیگری است و می توانند خودشان را ببخشند.

اغلب استراتژی این است که مقدار وعده یا میان وعده بعدی را تعدیل می کنند.

  5- آنان تمایل دارند که قبل از خوردن غذا اول مقدار گرسنگی شان را مقیاس قرار بدهند

بودن در لحظه و حضور کامل کلید آگاهانه غذا خوردن است. یک لحظه کوتاه صبر کنید تا قبل از شروع به غذا خوردن از خودتان بپرسید: “آیا من واقعا، واقعا گرسنه هستم؟ حسی که من در حال حاضر دارم… است”

این میتواند  به جلوگیری از وارد شدن شما به غذا خوردن های احساسی کمک کند

  6- آنها عادات قدیمی را ترک می کنند

زمانی که شما می دانید چه عادت هایی باعث پرخوری شما می شوند مانند همزمان انجام دادن چندکار موقع غذا خوردن یا کم کم خوردن در حال اضطراب، می تواند انرژی و توجه بیشتری رابه این عادتها اختصاص بدهید. این گاهی اوقات بیشتر تغییر نحوه غذا خوردن است چه غذایی را خوردن.

 

منبع:

http://eatingmindfully.com/learn/mindful-eating/