نوشته‌ها

نقشه مغزی

QEEG (نقشه مغزی)

مغز ما دارای میلیارد ها سلول عصبی است. این سلول ها برای برقراری ارتباط با یکدیگر و سایر قسمتهای بدن پیام های عصبی را منتقل می کنند. این پیام های عصبی ماهیت الکتریکی و شیمیایی دارند، پس در هر لحظه میلیارد ها سیگنال الکتریکی در سلول های مغز ما رد و بدل می شوند. یکی از روشهایی که برای بررسی عملکرد مغز مورد استفاده قرار می گیرد بر این اساس است که فعالیت الکتریکی مغز را در فرکانسهای مختلف بررسی کنیم. با توجه به تقسیم بندی فرکانس ها ما دارای 4 موج اصلی در مغز هستیم: دلتا، تتا، آلفا و بتا. هر کدام از این امواج با عملکرد خاصی در مغز مرتبط هستند:

نقشه مغزی

برای مثال امواج دلتا با خواب عمیق و ترشح هورمون رشد در ارتباط است. امواج تتا با یادگیری فعال و تفکر خلاقانه. امواج آلفا با آرامش بستن چشمها، کاهش اضطراب و ترشح سروتونین. امواج بتا با اعمال پیچیده ذهن مثل سخن گفتن، تفکر انتزاعی و … .

مغز سالم در شرایط مختلف امواج خاصی را تولید می کند مثلا در یک فرد سالم هنگامی که سعی در حل مسئله ریاضی و تمرکز دارد امواج تتا افزایش پیدا می کند تا شخص راه حل مناسب را پیدا کند.

ما با استفاده از دستگاه QEEG می توانیم مقدار این امواج و عملکرد مغز را بررسی کنیم.

نقشه مغزی

دستگاه QEEG یا نقشه مغزی الکترودهایی دارد که روی پوست سر قرار می گیرند و آن گاه سیگنالهای تولید شده توسط مغز را با سیم رابط به کامپیوتر منتقل می کند و در کامپیوتر با محاسبات ریاضی این امواج دسته بندی شده و شدت و مکان تولید آنها مشخص می شود و با رنگ های مختلف نشان داده می شوند. رنگ سبز نشان دهنده حالت نرمال است.

اگر شدت موج اندازه گیری شده توسط دستگاه بیشتر از حالت طبیعی باشد (که نشان دهنده مشکلی در عملکرد ناحیه ای از مغز است) دستگاه آنرا با رنگهای زرد، نارنجی یا قرمز نشان می دهد (بسته به شدت اختلال). اگر شدت امواج کمتر از حالت طبیعی باشد با رنگ آبی و بنفش نشان داده می شود که آن هم نشان دهنده اختلال عملکرد است.

مثلا بالا بودن امواج تتا را رد اختلال بیش فعالی و مشکل تمرکز داریم. یا بالا بودن امواج آلفا در لوب پیشانی را در افسردگی داریم.

لازم به ذکر است که تشخیص اختلالات مختلف روانپزشکی توسط روانپزشک و با مصاحبه بالینی انجام می شود و QEEG یک روش کمک کننده در تعیین دقیق روش درمان در درمان های غیر داروییی مانند نوروفیدبک و بیوفیدبک، تحریک الکتریکی مغز و … می باشد و جایگزین مصاحبه روانپزشکی نمی باشد.

آمادگی لازم برای QEEG:

  • شست و شوی سر با شامپو در روز انجام تست
  • عدم استفاده از روغن یا ژل روی موها یا مواد آرایشی روی پیشانی
  • عدم مصرف مواد تحریک کننده مانند قهوه، چای، سیگار و…
  • عدم مصرف داروهای نامعتبر
  • در صورتی که داروی روانپزشکی مصرف می کنید با روانپزشک خود در مورد مصرف آن در روز انجام نقشه مغزی مشورت کنید.
  • شب قبل استراحت کافی کرده باشید

نقشه مغزی

* نکته: انجام نقشه مغزی هیچ ضرری ندارد و صرفا امواج مغزی را ثبت می کند.

پس از خیانت همسرمان چه کنیم و چه نکنیم؟

هنگامی که متوجه روابط پنهان همسر خود شدید، وحشت، سردرگمی و رنج تمام وجود شما را فرا گرفته و شما را در وضعیتی مبهم قرار می دهد. انواع نصیحت و راهنمایی ها از طرف خانواده و دوستان به سمت شما روانه می شود(البته اگر توانسته باشید به کسی چیزی بگویید).

زندگی شما بشدت دستخوش تغییر می شود. طی کردن این مراحل بسیار سخت است و علایم شبیه سوگ از دست دادن یکی از نزدیکان و بسا شدیدتر در شما نمایان می شود. زیرا در سوگ از دست دادن یکی از نزدیکان، دیگران شما را همراهی و درک می کنند ولی در مورد کشف روابط فرا زناشویی شاید نتوانید به هیچ کسی اعتماد کنید مگر یک دوست صمیمی، و چندان همراهی با علایم ناراحتی و سوگ شما انجام نمی شود.
مهم نیست همسر شما چقدر ابراز پشیمانی می کند ولی شما قانع نمی شوید و بی اعتمادی به رابطه تان سایه می افکند.
در زیر هفت راه برای برخورد با روابط فرا زناشویی مطرح می شود:

۱- شما ممکن است بخواهید بلافاصله به افرادی که می شناسید ظلمی که در حق شما شده است را اطلاع دهید. لطفا از کارهای عجولانه خودداری کنید.

۲- به خاطر داشته باشید که حتی اگر اکنون غیرممکن به نظر برسد، اما ممکن است بتوانید مشکلات رابطه خود را حل کنید. ممکن است با گذشت زمان احساس کنید که می توانید او را ببخشید.
اگر تمام آشنایان و دوستان خود را متقاعد کرده باشید که همسرتان با بی رحمی تمام به شما خیانت کرده، می تواند پذیرش مجدد او را به عنوان همسر برای شما بسیار مشکل تر کند و واکنش خانواده و دوستانتان حتی اگر مشکلات خود را با همسرتان حل کرده باشید می تواند مشکلات متعددی برای رابطه تان فراهم کند.
پس لطفا به هر کس مسئله را نگویید.

۳- این مسئله را تنها با افرادی که مورد اعتماد شما هستند مطرح کنید.
پشتیبانی عاطفی، صرف نظراز اینکه رابطه شما نجات خواهد یافت یا نه برای تسکین شما لازم است. خود را از دیگران دور و جدا نکنید شما به دوستان خوب برای پشت سر گذاشتن این سختی نیاز دارید.

۴- بلافاصله تصمیم به ترک خانه نگیرید.
به خود زمان کافی بدهید تا به این که چه کاری درست است فکر کنید، زوج های زیادی هستند که پس از چنین مشکلی دوباره می توانند با هم زندگی کنند.

۵- انتقام جویی و مقابله به مثل مشکلی از مشکلات شما را حل نمی کند بلکه مشکل را اضافه می کند.

۶- تعقیب فردی که با همسر شما رابطه داشته یا تهدید او ممکن است اندکی خشنودی موقت برای شما در پی داشته باشد ولی در دراز مدت خیر

۷-اگر دارای فرزند هستید به یاد داشته باشید که مسئولیت حمایت از آنها با شماست. زمانی که حرفهای بدی در مورد پدر یا مادر او می زنید، آنها رنج خواهند برد. ممکن است شما بخواهید همسرتان را رنج دهید ولی همزمان موجب رنج کودکان خود شده اید که آنها مستحق این رنج نیستند.
ادامه دارد…

رفتارهای مخرب روابط زناشویی چیست ؟

ناکامی های اغلب زوج ها بیش از هر علت دیگر بر می گردد به «کنترل بیرونی»
استفاده از این عادت و رفتار سنتی منحصر به زندگی زناشویی نیست، بلکه خود را در زندگی زناشویی شدیدتر نشان می دهد.
فرض احساس کنترل بیرونی این است که: اگر من احساس ناخشنودی می کنم، خود من مسئول این احساس نیستم، بلکه دیگران و رویدادها و عوامل خارج از کنترل من آن را در من ایجاد کرده اند و مقصرند یا دست خودم نیست.
در این فرض، هرگز شیوه انتخاب اعمال ما توسط خود ما علت ناخشنودیمان محسوب نمی شود. افرادی که از زندگی زناشویی خود ناخشنودند، معتقدند من تقصیری ندارم. همسرم عامل این ناخشنودی هاست و من وظیفه خود می دانم که برای تغییر و اصلاح رفتارهای او هر کاری می توانم انجام دهم.
برای انجام این «وظیفه» یعنی «تغییر دادن دیگری» معمولا از یکسری رفتارهای کلیشه ای استفاده می کنیم. این رفتارها، هفت رفتار مخرب «کنترل بیرونی» نام دارند.
این رفتارها عامل ناخشنودی ما و دیگران در زندگی زناشویی و سایر روابط اجتماعی هستند.

این رفتارهای مخرب عبارتند از:
۱-انتقاد کردن
۲-سرزنش کردن
۳-شکوه و شکایت کردن
۴-غرغر کردن
۵-تهدیدکردن
۶-تنبیه کردن
۷-باج دهی برای کنترل کردن دیگری

همسر بهتری باشیم

ما معمولا باور داریم که آدم فوق العاده ای هستیم و فقط باید همسرمان بهتر شود اما واقعیت این است که باید خودمان همسر بهتری باشیم.

زوج ها معمولا بر خشنود کردن یکدیگر تمرکز نمی کنند، بلکه فقط به دنبال آن هستند که همسرشان آنها را خشنود و راضی کند و حتی گاهی این را مسئولیت طرف مقابل می دانند که «باید» در خدمت نیازها و خواسته های او باشد. بیشتر ما می کوشیم یکدیگر را کنترل کنیم، به انجام کاری وا داریم، تحقیر نماییم و در او احساس شرم و گناه ایجاد کنیم، و بلاخره با هر آنچه در توانمان است بکوشیم در زندگی مشترک به «خواسته های» خود برسیم.

ما بطور دقیق و مشخص می دانیم که همسرمان باید برای بهبود زندگی مشترکمان چه کارهایی انجام دهد ولی از این نکته مهم غفلت می کنیم که ما نیز وظایفی در قبال زندگی مشترکمان داریم و اگر قرار است بهبودی حاصل شود ما نیز باید «تغییر» کنیم و سعی کنیم همسر بهتری باشیم و نقش و سهم خود را در یک زندگی مشترک غم انگیز بپذیریم.

کودک در محیط خانه چه می آموزد؟!

اگر کودک را سرزنش کنید، او می آموزد که همیشه تقبیح شود

اگر با کودک خشونت و ضدیت داشته باشید، او می آموزد که با همه بجنگد

اگر کودک را بترسانید، او می آموزد که همواره نگران باشد

اگر به کودک احساس گناه بدهید، او می آموزد که به حال خودش تاسف بخورد

اگر کودک را مسخره کنید، او می آموزد که از خود شرمنده باشد

اگر به کودک احساس شرم بدهید، او می آموزد تا همواره احساس گناه داشته باشد.

اگر به کودک احساس شجاعت بدهید، او می آموزد تا قابل اطمینان باشد

اگر از کودک قدردانی کنید، او می آموزد تا از دیگران قدردانی کند.

زوج های خوشبخت چه کار می کنند؟

علاوه بر پیش‌بینی طلاق، جان گاتمن می‌گوید که می‌توان خوشبختی و بهبود روابط زوجین را در طول سالیان بعدی نیز پیش بینی کرد.

گاتمن در پژوهش‌هایش دریافته است که اگر هر زوج در هفته فقط ۵ ساعت را صرف زندگی مشترکشان کنند روابط شان بهتر خواهد شد. کاری که زوج‌های خوشبخت می‌کنند را به شما توصیه می‌کنیم که عبارتند از:

 

✔️ خداحافظی

? این زوج‌ها هر روز قبل از خداحافظی، درباره کارهایی که قرار است در آن روز بکنند سوالاتی از همدیگر می‌کنند (۲ دقیقه در روز، ۵ روز در هفته، جمعاً ۱۰ دقیقه).

 

✔️ تجدید دیدارها
? این زوج‌ها در پایان هر روز کاری یک گفتگوی آرام و بی استرس با هم دارند.
در این فرصت آن‌ها می‌توانند روابط خود را عمیق‌تر سازند و از خستگی و دلمشغولی‌های هم آگاه شوند (۲۰ دقیقه در روز، ۵ روز در هفته، و جمعاً ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه در هفته).

 

✔️محبت
? این زوج‌ها محبت خود را از طریق رفتارهایی همچون لمس کردن هم، روابط عاشقانه و بخشش در مواقع مناسب ابراز می‌کنند (۵ دقیقه در روز، ۷ روز در هفته و جمعاً ۳۵ دقیقه در هفته).

 

✔️قرار هفتگی
? این زوج‌ها یک قرار هفتگی دو نفره در فضایی خلوت و آرامش بخش برای تازه کردن عشق خود دارند (۲ ساعت در هفته).

 

✔️ تحسین هم و قدردانی
? این زوج‌ها هر روز حداقل ۵ بار قدردانی و محبت صادقانه‌ای بین خود رد و بدل می‌کنند (۵ دقیقه در روز، ۵ روز در هفته، و جمعاً ۳۵ دقیقه در هفته).

 

✅با توجه به کارهایی که زوج‌های خوشبخت انجام می‌دهند می‌بینیم که انجام این کارها زیاد زمان‌بر نیست. اما همین کارهای به ظاهر ساده می‌تواند روابط زناشویی زوجین را به طرز شگفت انگیزی بهتر کند.

 

منبع:

هفت اصل موفقیت در ازدواج و زناشویی/ جان گاتمن، نان سیلور

یک زوج موفق این کارها را انجام نمی دهند

افشاگر نیستند
صحبت کردن در مورد همسر با دوستان و آشنایان، تنها دردسرساز است و جز افشاى مسائل خصوصى شما براى دیگران پیامدى ندارد. ممکن است شما و همسرتان بالاخره به تفاهم برسید و اصلا مسئله پیش آمده را فراموش کنید، اما هرگز آن تصویرى که شما از همسرتان در حین ناراحتى براى دیگران ساخته اید از ذهنشان پاک نخواهد شد. اصولا نباید پشت سر کسی صحبت کرد مخصوصا در مورد همسر خود.

 

مقایسه نمى کنند
زوجهای موفق به رابطه خود ایمان دارند. آنها راه زندگی خود را بر اساس اهداف و خواسته هاى مشترکشان طی می کنند، و برای حرکت های بزرگتر خود را آماده می کنند. مقدار مشخصی از زمان را با هم می گذرانند و نه خود را با زوج های دیگر مقایسه می کنند و نه سخنان دیگران برایشان مهم است.

همسر سرزنش گر

سرزنشگر نیستند
زوج هایی که همیشه همدیگر را سرزنش می کنند، در نهایت به دلیل شکستن عزت نفس و اعتماد یکدیگر، به سقوط و جدایی می رسند. زوج ها باید نقاط ضعف و قوت هم را بشناسند و به رشد و بهبود یکدیگر کمک کنند و در برابر سایرین مثل جامه اى زیبا و برازنده، عیوب هم را بپوشانند.

 

به دنبال فرد بى عیب و نقص نیستند
هر کسی ضعف هایی دارد؛ هیچ انسانى حتى خودش را هم صد درصد تأیید نمى کند و زوج هاى موفق این را مى دانند که انتظار شریکى بى هیچ ضعف و خطایى، باطل و بیهوده است. یادتان باشد حتى بعضى از ایرادهاى جزئى با گذشت زمان شیرین و خاطره انگیز مى شوند “همیشه عادت داشت صورتش را با پیراهن من خشک کند؛ کاش میدانستم که چقدر عطر لباسم را دوست دارد،.”.

 

کنترلگر نیستند
زوج های موفق با هم در ارتباط هستند، آنها قادرند در مورد دغدغه هایشان بدون ترس بحث کنند؛ پیش از آنکه همسر باشند، بهترین دوست هم هستند.

 

اهل گله و شکایت نیستند
مدام گلایه نمی کنند و خانه را به یک پادگان نظامى و یا اتاق بازجویى تبدیل نمى کنند. با روش هاى نقد صحیح آشنا هستند و در صورت لزوم، درست انتقاد مى کنند.

 

سختگیر نیستند
اگر شریک زندگی شما دیرهنگام با لباس هاى کارش به خانه آمده و روى کاناپه خوابش برده است؛ خستگى اش را درک کنید و شبهایى که مى دانید کارش طولانى ست، آن کاناپه را با یک ملحفه مناسب آماده کنید. زوج های موفق نمایش هاى اشرافى بازى نمى کنند؛ آنها تلخى ها را مى شناسند و زندگى را براى هم شیرین مى کنند.

پیشگیری از علائم حمله پانیک

یک حمله پانیک یا وحشت زدگی اپیزودی ناگهانی از ترس شدید در غیاب خطر واقعی یا علتی واضح است که باعث واکنش های شدید بدنی می شود. حمله پانیک می تواند خیلی وحشت آور باشد. زمانی که حمله پانیک اتفاق می افتد، ممکن است فکر کنید در حال از دست دادن کنترلتان، حمله قلبی یا مرگ هستید.

 

خیلی از مردم تنها یک یا دو حمله وحشت زدگی را در طول عمر تجربه می کنند، و مشکلشان از بین می رود، شاید زمانی که موقعیت استرس زا پایان می گیرد. اما اگر شما حملات پانیک عود کننده و غیرمنتظره داشته و مدت زیادی را در ترس مداوم از وقوع  یک حمله وحشت زدگی دیگر بگذرانید، ممکن است شرایطی به نام اختلال پانیک یا وحشت زدگی داشته باشید.

 

هرچند حملات وحشت زدگی خودشان تهدیدکننده زندگی نیستند، آنها می توانند ترسناک باشند و به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی تاثیر بگذارند، اما درمان آن می تواند بسیار موثر باشد.

 

در حالی که برای حملات هراس و اختلال پانیک از درمان حرفه ای بهره مند می شوید،خودتان نیز می توانید به مدیریت علائم پانیک در خودتان کمک کنید. بعضی از شیوه های زندگی و گام های مراقبت از خود که می توانید به کار گیرید به شرح زیر می باشد:

 

– دنبال کردن برنامه درمانی

رو به رو شدن با ترس هایتان می تواند مشکل باشد اما درمان به شما کمک می کند احساس کنید شما در خانه خود گروگان و اسیر نیستید.

 

– پیوستن به یک گروه پشتیبانی

پیوستن به یک گروه برای افرادی با حملات وحشتزدگی و اختلالات اضطراب شما را به افراد دیگری که با مشکلی همانند شما درگیر هستند متصل می کند.

 

– خودداری از مصرف کافئین، الکل، سیگار و داروهای تفریحی

همه این موارد می توانند باعث بدتر شدن یا راه اندازی حملات وحشت زدگی(پانیک) شوند.

– مدیریت استرس و تکنیک های آرام سازی را تمرین کنید

برای مثال یوگا، تنفس عمیق و آرام سازی عضلات پیش رونده -سفت کردن هرکدام از عضلات و سپس آزاد کردن آن تا زمانی که همه عضلات بدن ریلکس شوند- همچنین می تواند کمک کننده باشد.

 

– فعال بودن از لحاظ فیزیکی

فعالیت های هوازی می تواند تاثیرات آرامبخشی بر خلق و خوی شما داشته باشد

 

– داشتن خواب کافی

خواب کافی داشته باشید بطوریکه در طول روز احساس خواب آلودگی نکنید

 

منبع:

https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/panic-attacks/basics/lifestyle-home-remedies/con-20020825

باورهای غیر منطقی

باورهای غیرمنطقی

دکتر آلبرت الیس و همکارانش، سیزده باور غیرمنطقی را شناسایی کرده‌اند

این باورهای غیرمنطقی عبارتند از:

۱- همه افراد جامعه باید مرا دوست بدارند و تأییدم کنند.

۲- برای این‌که فردی ارزشمند و محبوب باشم، باید در همه زمینه‌ها توانمند و بالیاقت بوده، در همه عرصه‌ها باید پیشرفت کنم و دست‌آوردهای قابل توجهی کسب کنم.

۳- جهان باید جایگاه عدل و انصاف بوده، همیشه باید با من خوب رفتار شود.

۴- باورها و ارزش‌های دیگران باید مشابه باورها و ارزش‌های من باشد. دیگران باید کارها را همان‌طوری انجام دهند که من انجام می‌دهم.

۵- افراد خاصی وجود دارند که بدذات و شرورند. آن‌ها باید برای رفتارهای زشت خود به‌شدت مذمت و تنبیه شوند.

۶- من وقتی از عهده کاری به خوبی برنیایم، نمایانگر این است که آدم بدی هستم؛ یک شکست‌خورده و یک آدم احمق.

۷- روزگار باید آن‌چه را من لازم دارم برایم فراهم سازد.
زندگی بایست آسوده و راحت باشد. من نباید سختی بکشم یا رنج ببرم.

۸- اگر امور و وقایع زندگی آن‌طور نباشد که من می‌خواهم، موجب نهایت بدبختی می‌شود و فاجعه‌انگیز خواهد بود. وقتی امور بر وفق مراد نباشد، احساس شادمانی و خرسندی در زندگی محال است.

۹- اجتناب کردن از مشکلات، آسان‌تر از رویاروشدن با و حل و فصل نمودن آن‌هاست.

۱۰- ناخشنودی و بدبختی من به‌وسیله عوامل بیرونی (خارج از کنترل من) به وجود آمده است.

۱۱- اگر این احتمال وجود داشته باشد که واقعه ناگواری در زندگی من ممکن است رخ بدهد، از هم‌اکنون باید آماده باشم و بکوشم تا امکان به وقوع پیوستن آن‌ها را به تأخیر اندازم یا از آن‌ها جلوگیری کنم.

۱۲- برای هر مشکل و مسئله‌ای همواره یک راه‌حل کامل و درست وجود دارد. اگر من نتوانم به آن راه‌حل دست یابم، بسیار وحشتناک و فاجعه‌آمیز خواهد بود.

۱۳- تجارب و وقایع گذشته و تاریخچه زندگی‌ام تعیین‌کننده مطلق رفتارها و خصوصیات کنونی من هستند. اثر گذشته را در تعیین رفتارهای کنونی‌ام نمی‌توانم نادیده بگیرم.

الیس این باورهای سیزده‌گانه را در چهار مقوله کلی طبقه‌بندی کرده است.

به اعتقاد او چهار مقوله باور ناسالم، هسته مرکزی تمام مشکلات روان‌شناختی هر فرد را تشکیل می‌دهند:

۱- پرتوقعی (انتظار غیرمنطقی)

۲- فاجعه‌پنداری (وحشتناک دیدن وقایع)

۳- سطح پایین تحمل ناکامی (بی‌تحملی)

۴- کم‌ارزش شمردن خود (ناارزنده‌سازی خویشتن).

 

امپاتی (empathy) چیست؟

“امپاتی” به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است. مادری کودکش را به گردش می برد. او خیلی خوشحال است اما کودک زار زار گریه می کند.

مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدمها را می بیند، و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند. از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است.

هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند، ارتباطهای صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت.
پژوهشگران معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود، حل و فصل کند.
اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید ، آیا چنین والدینی را دوست دارید؟ خودتان را جای همسر، معلم، شاگرد، فروشنده، خریدار و یا دوستتان بگذارید.
آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟
“توانایی امپاتی را تمرین کنید و در خود افزایش دهید.”

دکتر جیمز اِنس مینگر