نوشته‌ها

آیا می شود بعد از خیانت رابطه را ادامه داد؟

هیچ چیز مخرب تر از این نیست که بفهمید همسر وفادار شما خیانت کرده است. حقیقت این است که همسرتان به شما دروغ گفته؛ چه با حرف هایش چه با سکوتش موجب رنج شما شده است.
اگر خیانتی اتفاق افتاده باشد، بسیار طبیعی است که فرد آسیب دیده احساس خشم، افسردگی، دیوانگی، وسواس فکری با جزئیات خیانت کند و فکر کند هرگز این رابطه درست نخواهد شد.

به یاد داشته باشید که خیانت در ازدواج های بد رخ نمی دهد. این یک باور غلط است که فکر کنید “دلیل اصلی” خیانت، بد بودن ازدواج یا گناهکار بودن طرف مقابل است. درست است، خیانت در ازدواج های ناموفق اتفاق می افتد اما در عین حال در ازدواج های عالی هم به همان میزان رخ می دهد. خیانت دلایل مختلف دارد.

هر اندازه هم خیانت مخرب و دیوانه کننده باشد، طلاق تنها راه نیست. زوج های زیادی هستند که بعد از خیانت آرامش یافته اند و حتی ارتباط و نزدیکی شان افزایش یافته است. برای اینکه بتوان بعد از خیانت رابطه را بازسازی کرد هر دو طرف باید به هم متعهد شوند؛ به راست گویی، به اجتناب از وسوسه های آینده و به راه طولانی و مسیر ناهموار التیام و بازسازی اعتماد.

اگر فردی هستید که خیانت کرده اید؛ هرگز، هرگز و هرگز همسرتان را تشویق به فراموش کردن و نادیده گرفتن نکنید. در عوض به رنجش همسرتان گوش دهید و آن را بپذیرید. گفتگو کنید و اجازه دهید همسرتان بداند که به کارتان فکر می کنید و نمی خواهید او را مجبور کنید به تنهایی رنجش را تحمل کنید. کاملا آماده شنیدن خشم و غم او تا هر زمان که طول می کشد باشید. اگر می خواهید همسرتان رنج را رها کند پس شما باید آن را نگه دارید.

اگر فردی هستید که به شما خیانت شده، قبل از طلاق مشاوره بگیرید و از طرفی سعی کنید ببخشید. به همسرتان فرصت دهید رابطه را بسازد و اعتماد شما را دوباره به دست بیاورد. به خودتان و رابطه فرصتی برای التیام و رشد بدهید. بدون شک این فرایند آهسته و سخت است. اما اگر هر دوی شما متعهد شوید، ازدواجتان ارزش تلاش را دارد.

رفتارهای مخرب روابط زناشویی چیست ؟

ناکامی های اغلب زوج ها بیش از هر علت دیگر بر می گردد به «کنترل بیرونی»
استفاده از این عادت و رفتار سنتی منحصر به زندگی زناشویی نیست، بلکه خود را در زندگی زناشویی شدیدتر نشان می دهد.
فرض احساس کنترل بیرونی این است که: اگر من احساس ناخشنودی می کنم، خود من مسئول این احساس نیستم، بلکه دیگران و رویدادها و عوامل خارج از کنترل من آن را در من ایجاد کرده اند و مقصرند یا دست خودم نیست.
در این فرض، هرگز شیوه انتخاب اعمال ما توسط خود ما علت ناخشنودیمان محسوب نمی شود. افرادی که از زندگی زناشویی خود ناخشنودند، معتقدند من تقصیری ندارم. همسرم عامل این ناخشنودی هاست و من وظیفه خود می دانم که برای تغییر و اصلاح رفتارهای او هر کاری می توانم انجام دهم.
برای انجام این «وظیفه» یعنی «تغییر دادن دیگری» معمولا از یکسری رفتارهای کلیشه ای استفاده می کنیم. این رفتارها، هفت رفتار مخرب «کنترل بیرونی» نام دارند.
این رفتارها عامل ناخشنودی ما و دیگران در زندگی زناشویی و سایر روابط اجتماعی هستند.

این رفتارهای مخرب عبارتند از:
۱-انتقاد کردن
۲-سرزنش کردن
۳-شکوه و شکایت کردن
۴-غرغر کردن
۵-تهدیدکردن
۶-تنبیه کردن
۷-باج دهی برای کنترل کردن دیگری

زوج های خوشبخت چه کار می کنند؟

علاوه بر پیش‌بینی طلاق، جان گاتمن می‌گوید که می‌توان خوشبختی و بهبود روابط زوجین را در طول سالیان بعدی نیز پیش بینی کرد.

گاتمن در پژوهش‌هایش دریافته است که اگر هر زوج در هفته فقط ۵ ساعت را صرف زندگی مشترکشان کنند روابط شان بهتر خواهد شد. کاری که زوج‌های خوشبخت می‌کنند را به شما توصیه می‌کنیم که عبارتند از:

 

✔️ خداحافظی

? این زوج‌ها هر روز قبل از خداحافظی، درباره کارهایی که قرار است در آن روز بکنند سوالاتی از همدیگر می‌کنند (۲ دقیقه در روز، ۵ روز در هفته، جمعاً ۱۰ دقیقه).

 

✔️ تجدید دیدارها
? این زوج‌ها در پایان هر روز کاری یک گفتگوی آرام و بی استرس با هم دارند.
در این فرصت آن‌ها می‌توانند روابط خود را عمیق‌تر سازند و از خستگی و دلمشغولی‌های هم آگاه شوند (۲۰ دقیقه در روز، ۵ روز در هفته، و جمعاً ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه در هفته).

 

✔️محبت
? این زوج‌ها محبت خود را از طریق رفتارهایی همچون لمس کردن هم، روابط عاشقانه و بخشش در مواقع مناسب ابراز می‌کنند (۵ دقیقه در روز، ۷ روز در هفته و جمعاً ۳۵ دقیقه در هفته).

 

✔️قرار هفتگی
? این زوج‌ها یک قرار هفتگی دو نفره در فضایی خلوت و آرامش بخش برای تازه کردن عشق خود دارند (۲ ساعت در هفته).

 

✔️ تحسین هم و قدردانی
? این زوج‌ها هر روز حداقل ۵ بار قدردانی و محبت صادقانه‌ای بین خود رد و بدل می‌کنند (۵ دقیقه در روز، ۵ روز در هفته، و جمعاً ۳۵ دقیقه در هفته).

 

✅با توجه به کارهایی که زوج‌های خوشبخت انجام می‌دهند می‌بینیم که انجام این کارها زیاد زمان‌بر نیست. اما همین کارهای به ظاهر ساده می‌تواند روابط زناشویی زوجین را به طرز شگفت انگیزی بهتر کند.

 

منبع:

هفت اصل موفقیت در ازدواج و زناشویی/ جان گاتمن، نان سیلور

رفتار صحیح با کودکان

استقلال فرزندان

وقتی به زور فرزندتان را وادار می کنید چیز مفیدی بخورد یا کار مفیدی انجام دهد، ممکن است برای جسمش کاری کرده باشید اما به روانش آسیب رسانده اید.

با این کار، مانع از شکل گیری «منِ مستقل» در او می شوید؛ چیزی که او برای خوشبخت شدن به آن شدیدا نیاز دارد.

فرقی ندارد فرزندتان چه سنی دارد، هرگز به او زور نگویید و او را وادار هیچ عمل خاصی نکنید
حتی اگر آن چیز بهترین گزینه در دنیا باشد.

نوروفیدبک چیست؟

نوروفیدبک چیست؟

فعالیت مغز شما تعیین ‌کننده احساس و عملکرد شما است. اگر چه بیشتر افراد عملکرد مغزی نرمال دارند اما برخی افراد دچار عدم تعادل مغز یا هیجانات مزمن هستند که بر زندگی روزمره آنها تأثیر می‌گذارد. در چنین شرایطی نوروفیدبک به کمک ما می‌آید.

نوروفیدبک روشی برای تمرین و پرورش فعالیت مغز است. برای درک نوروفیدبک ابتدا باید با امواج مغزی آشنایی مختصری داشته باشیم.

عملکرد مغز

امواج مغزی پالس‌های الکتریکی هستند که در هنگام برقراری ارتباط بین سلول‌های مغز تولید می‌شوند. امواج مغزی اطلاعات احساسات، عملکرد ، عادات فکری، میزان استرس، خلق و عملکرد کلی مغز را در بر دارند.

با استفاده از قرار دادن حسگرهایی در پوست سر می‌توان فعالیت مغزی را اندازه‌ گیری کرده و بر آن نظارت نمود. با نرم ‌افزار آنالیز مغز (QEEG brain map) می‌توانیم پی ببریم چه فعالیت خاصی باعث بروز علایم می‌شود.

پس از این که به حوزه نگرانی فرد پی ببریم، می‌توانیم برنامه ‌ریزی برای تمرین مغز داشته باشیم تا عملکرد آن را کارامدتر کرده و بهبود ببخشیم. به این کار نوروفیدبک گفته می‌شود.

در یک جلسه نوروفیدبک کاری که عملاً مغز انجام می‌دهد با آنچه که شما می‌خواهید انجام دهد مقایسه می‌شود. هنگامی که مغز به وضعیت بهتر نزدیک می‌شود، با واکنش مثبتی که در نمایشگر کامپیوتر مشاهده می‌کنید به شما پاداش داده می‌شود. معمولاً این نوروفیدبک در قالب بازی کامپیوتری، موسیقی یا فیلم است.

هنگامی که مغز شما به موقعیت بهتر و کارآمدتری می‌رسد یا از آن دور می‌شود صداها و تصاویر بلافاصله به شما واکنش نشان می‌دهند. به این صورت که هنگامی که مغز شما به موقعیت مطلوب نزدیک میشود، فیلم پخش می‌شود و هنگامی که فیلم متوقف می‌شود به این معنی است که مغز به سمت اشتباهی پیش می‌رود.

همان طور که فعالیت فیزیکی باعث تقویت گروه‌های عضلانی خاص می‌شود، مغز نیز با تمرین بیشتر برای رسیدن به موقعیت آرام و کارآمدتر بهتر می‌شود. این کار نیز همانند هر مهارت دیگری که می‌خواهید یا بگیرید نیاز به تکرار و زمان دارد.

یک مثال از درمان نوروفیدبک

جین خانم جوانی است که دچار بد خوابی شده و نمیتواند بخوابد. تمرکز او دچار اشکال شده است و نمیتواند واکنشهای هیجانی خود را کنترل کند.

هنگامی که مورد او را بررسی کردیم متوجه شدیم میتوان با نوروفیدبک به او کمک کرد. نقشه مغزی QEEG  انجام دادیم و متوجه شدیم مغز او در سطح بالای هوشیاری قرار دارد. حوزه درگیر در واکنش و فعالیت احساسی و هیجانی و اضطراب سه برابر بود بنابراین تعجبی نداشت آرامش نداشته و نمیتوانست بخوابد.

پس از آنالیز دقیق فعالیت مغز جین، متوجه شدیم اضطراب پنهان او بر توانایی تغییر از موقعیت هوشیار به حالت استراحت تاثیر گذاشته است و همین موضوع باعث میشود او نتواند بخوابد. در حالی که هیچ مشکل قابل مشاهده ای در تمرکز او دیده نمیشد اما اضطراب او بیشتر منابع مغز را در دست گرفته بود و جای کمی برای بخش تمرکز و تصمیم گیری باقی مانده بود.

با شناسایی منشاء نگرانی، برنامه تمرین نوروفیدبک طراحی شد. فیلم مورد علاقه او “عشق واقعی” بود. از این فیلم برای فیدبک در جلسات تمرین مغزی استفاده شد.

در جلسات نوروفیدبک، بر نواحی درگیر در اضطراب در زمان واقعی نظارت شد. هنگامی که مغز او به سمت حالت آرامش می رفت فیلم پخش میشد و به دلیل لذت بردن او از فیلم و سیگنال مثبت، مغز او متوجه میشد در مسیر درست قرار گرفته است. هنگامی که او کمی مضطرب میشد فیلم تیره شده و صداها محو میشد. این سیگنال منفی به مغز او میفهماند مسیر اشتباهی را در پیش گرفته است.

هر چه عملکرد او بهتر میشد، ما تمرینات را سخت تر میکردیم. بنابراین اگر میخواست فیلم مورد علاقه اش پخش شود مغز او باید به صورت پیوسته به تعادل بیشتر پیش میرفت و از اضطراب فاصله میگرفت. در نهایت جین یاد گرفت چگونه ذهن خود را در موقعیت ارامش قرار دهد.

با تمرینات بیشتر و بهبود مهارت، اکنون بدون کمک ما خیلی زود میتواند مغز خود را به سمت آرامش و کارایی بهتر تغییر موقعیت دهد. نقشه مغزی او نیز این موضوع را تایید میکرد. اکنون او میتواند واکنشهای هیجانی خود را کنترل کند و هنگام خواب متمرکز شده و راحت تر میخوابد.

 

این درمان برای طیف گسترده ای از افراد اعم از افراد معمولی و هنرمند و متخصص تا اوتیسم شدید و آسیبهای مغزی قابل انجام و موثر است.

 

http://www.brainworksneurotherapy.com/what-is-neurofeedback

باورهای غیر منطقی

باورهای غیرمنطقی

دکتر آلبرت الیس و همکارانش، سیزده باور غیرمنطقی را شناسایی کرده‌اند

این باورهای غیرمنطقی عبارتند از:

۱- همه افراد جامعه باید مرا دوست بدارند و تأییدم کنند.

۲- برای این‌که فردی ارزشمند و محبوب باشم، باید در همه زمینه‌ها توانمند و بالیاقت بوده، در همه عرصه‌ها باید پیشرفت کنم و دست‌آوردهای قابل توجهی کسب کنم.

۳- جهان باید جایگاه عدل و انصاف بوده، همیشه باید با من خوب رفتار شود.

۴- باورها و ارزش‌های دیگران باید مشابه باورها و ارزش‌های من باشد. دیگران باید کارها را همان‌طوری انجام دهند که من انجام می‌دهم.

۵- افراد خاصی وجود دارند که بدذات و شرورند. آن‌ها باید برای رفتارهای زشت خود به‌شدت مذمت و تنبیه شوند.

۶- من وقتی از عهده کاری به خوبی برنیایم، نمایانگر این است که آدم بدی هستم؛ یک شکست‌خورده و یک آدم احمق.

۷- روزگار باید آن‌چه را من لازم دارم برایم فراهم سازد.
زندگی بایست آسوده و راحت باشد. من نباید سختی بکشم یا رنج ببرم.

۸- اگر امور و وقایع زندگی آن‌طور نباشد که من می‌خواهم، موجب نهایت بدبختی می‌شود و فاجعه‌انگیز خواهد بود. وقتی امور بر وفق مراد نباشد، احساس شادمانی و خرسندی در زندگی محال است.

۹- اجتناب کردن از مشکلات، آسان‌تر از رویاروشدن با و حل و فصل نمودن آن‌هاست.

۱۰- ناخشنودی و بدبختی من به‌وسیله عوامل بیرونی (خارج از کنترل من) به وجود آمده است.

۱۱- اگر این احتمال وجود داشته باشد که واقعه ناگواری در زندگی من ممکن است رخ بدهد، از هم‌اکنون باید آماده باشم و بکوشم تا امکان به وقوع پیوستن آن‌ها را به تأخیر اندازم یا از آن‌ها جلوگیری کنم.

۱۲- برای هر مشکل و مسئله‌ای همواره یک راه‌حل کامل و درست وجود دارد. اگر من نتوانم به آن راه‌حل دست یابم، بسیار وحشتناک و فاجعه‌آمیز خواهد بود.

۱۳- تجارب و وقایع گذشته و تاریخچه زندگی‌ام تعیین‌کننده مطلق رفتارها و خصوصیات کنونی من هستند. اثر گذشته را در تعیین رفتارهای کنونی‌ام نمی‌توانم نادیده بگیرم.

الیس این باورهای سیزده‌گانه را در چهار مقوله کلی طبقه‌بندی کرده است.

به اعتقاد او چهار مقوله باور ناسالم، هسته مرکزی تمام مشکلات روان‌شناختی هر فرد را تشکیل می‌دهند:

۱- پرتوقعی (انتظار غیرمنطقی)

۲- فاجعه‌پنداری (وحشتناک دیدن وقایع)

۳- سطح پایین تحمل ناکامی (بی‌تحملی)

۴- کم‌ارزش شمردن خود (ناارزنده‌سازی خویشتن).

 

اختلال اضطراب فراگیر

اختلال اضطراب فراگیر

برخی افراد تقریبا در مورد هر چیزی مضطرب و نگران به نظر می رسند، این افراد را می توان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر دانست.

این اختلال به معنی اضطراب و نگرانی مفرط درباره چندین واقعه یا فعالیت در اکثر ایام و طی یک دوره حداقل شش ماهه است.

این نگرانی به سختی مهار می شود و با علایمی مثل تحریک پذیری، دشواری در خواب، بیقراری و تنش عضلانی لرزیدن و سردرد همراه است. این اضطراب به سختی مهار می شود و حوزه ای مهم از زندگی فرد را مختل می سازد.

این اختلال شایع است. شیوع طول عمری آن حدود 8 درصد است و نسبت زن به مرد حدود 2 به 1 است. این اختلال معمولا در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع می شود.

بیمار ممکن است بعلت علایم جسمی شامل لرزش و سر درد یا اسهال مزمن سراغ پزشک عمومی متخصص داخلی برود و اختلال جسمی خاصی پیدا نمیشود و ارجاع به روانپزشک صورت می گیرد.

فقط یک سوم این بیماران در صدد درمان روانپزشکی بر می آیند.

درمان

موثرترین درمان ترکیب دارودرمانی و روان درمانی است.

اختلال پانیک (هراس)

اختلال پانیک (هراس)

حمله حاد شدید اضطراب همراه با احساس مرگ قریب الوقوع را اختلال پانیک (وحشت زدگی) می نامند. مشخصه آن حملات و دوره های مجزای ترس شدید هستند و فراوانی بروز آنها از چند حمله در یک روز تا صرفا تعداد انگشت شماری حمله در یک سال فرق می کند.

شیوع این اختلال 5.5-3 درصد گزارش شده است. زن ها دو تا سه برابر مردها ممکن است مبتلا شوند.

در جوانان بیشتر رخ می دهد و میانگین سنی تظاهر آن حدود 25 سالگی است. تقریبا یک سوم این بیماران به افسردگی اساسی دچار هستند و تا 30 درصد آنها از اختلال وسواسی- اجباری رنج می برند.

خطر اختلال پانیک در بستگان درجه اول بیماران 8-4 برابر سایرین است.

 

علایم بیماری

علایم حمله معمولا در عرض 10 دقیقه به سرعت تشدید می شود، علایم عمده عبارتست از ترس مفرط و احساس قریب الوقوع بودن مرگ و نابودی. بیمار اغلب نمی تواند علت ترس خود را بیان کند.

نشانه های جسمی: افزایش ضربان قلب، طپش قلب، تنگی نفس، تعریق، گز گز شدن انگشتان، حمله معمولا 30-20 دقیقه طول می کشد.

بسیاری از بیماران در حین حمله نگران مرگ بدلیل مشکل قلبی یا تنفسی هستند.

 

سیر و پیش آگهی

این اختلال اغلب در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع می شود

این اختلال در کل اختلالی مزمن است اما سیر آن در بیماران مختلف متفاوت است.

حدود 40-30 درصد بیماران در پی گیری دراز مدت بی علامت می شوند.

حدود 50 درصد علایم مختلفی دارند که تاثیر زیادی بر زندگی ندارد.

حدود 20-10 درصد بطور طولانی مدت علایم قابل توجهی خواهند داشت.

درمان

دارودرمانی و درمان شناختی رفتاری درمان اصلی هستند

استفاده از بیوفیدبک نیز می تواند کمک کننده باشد.