نوشته‌ها

پیشگیری از علائم حمله پانیک

یک حمله پانیک یا وحشت زدگی اپیزودی ناگهانی از ترس شدید در غیاب خطر واقعی یا علتی واضح است که باعث واکنش های شدید بدنی می شود. حمله پانیک می تواند خیلی وحشت آور باشد. زمانی که حمله پانیک اتفاق می افتد، ممکن است فکر کنید در حال از دست دادن کنترلتان، حمله قلبی یا مرگ هستید.

 

خیلی از مردم تنها یک یا دو حمله وحشت زدگی را در طول عمر تجربه می کنند، و مشکلشان از بین می رود، شاید زمانی که موقعیت استرس زا پایان می گیرد. اما اگر شما حملات پانیک عود کننده و غیرمنتظره داشته و مدت زیادی را در ترس مداوم از وقوع  یک حمله وحشت زدگی دیگر بگذرانید، ممکن است شرایطی به نام اختلال پانیک یا وحشت زدگی داشته باشید.

 

هرچند حملات وحشت زدگی خودشان تهدیدکننده زندگی نیستند، آنها می توانند ترسناک باشند و به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی تاثیر بگذارند، اما درمان آن می تواند بسیار موثر باشد.

 

در حالی که برای حملات هراس و اختلال پانیک از درمان حرفه ای بهره مند می شوید،خودتان نیز می توانید به مدیریت علائم پانیک در خودتان کمک کنید. بعضی از شیوه های زندگی و گام های مراقبت از خود که می توانید به کار گیرید به شرح زیر می باشد:

 

– دنبال کردن برنامه درمانی

رو به رو شدن با ترس هایتان می تواند مشکل باشد اما درمان به شما کمک می کند احساس کنید شما در خانه خود گروگان و اسیر نیستید.

 

– پیوستن به یک گروه پشتیبانی

پیوستن به یک گروه برای افرادی با حملات وحشتزدگی و اختلالات اضطراب شما را به افراد دیگری که با مشکلی همانند شما درگیر هستند متصل می کند.

 

– خودداری از مصرف کافئین، الکل، سیگار و داروهای تفریحی

همه این موارد می توانند باعث بدتر شدن یا راه اندازی حملات وحشت زدگی(پانیک) شوند.

– مدیریت استرس و تکنیک های آرام سازی را تمرین کنید

برای مثال یوگا، تنفس عمیق و آرام سازی عضلات پیش رونده -سفت کردن هرکدام از عضلات و سپس آزاد کردن آن تا زمانی که همه عضلات بدن ریلکس شوند- همچنین می تواند کمک کننده باشد.

 

– فعال بودن از لحاظ فیزیکی

فعالیت های هوازی می تواند تاثیرات آرامبخشی بر خلق و خوی شما داشته باشد

 

– داشتن خواب کافی

خواب کافی داشته باشید بطوریکه در طول روز احساس خواب آلودگی نکنید

 

منبع:

https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/panic-attacks/basics/lifestyle-home-remedies/con-20020825

زلزله و تاثیر آن بر کودکان

والدین پس از زلزله در خصوص وقایع پس از زلزله به کودکان خود چه بگویند؟

آنها را تا حد ممکن از مشاهده عکسهای دلخراش و دادن اطلاعات دور نگه دارید

ابراز ترس و اضطراب از سوی والدین سطح اضطراب کودک را بالاتر خواهد برد

صحبت با کودکان

اگر کودکی شاهد عکسها یا صحنه های دلخراشی شده یا اطلاعات زلزله از طریقی به او رسیده ،والدین بهتر است او را در آغوش گرفته بدون ذکر جزییات ، این اطمینان را به او بدهند که از او در هر شرایطی مراقبت خواهند کرد .

همچنین میتوانیم آنها را در جریان کمکهایی که از سوی نهاد ها و مردم به زلزله زده گان میشود قرار دهیم و به آنها بگوییم که نه تنها ما از تو مراقبت میکنیم بلکه دیگران نیز از ما مراقبت خواهند کرد این کار احساس امنیت را به کودک باز خواهید گرداند.

اگر کودکی بیش از حد سوال میپرسد یا به شدت مضطرب شده به گونه‌ای که خواب شب مختل گردیده و یا غذا خوردن دچار مشکل شده، می بایست او را به روانشناس یا روانپزشک کودک ارجاع دهید.

صحبت کردن با همسر

روشن سازی درخواستها در روابط زوجین

یکی از اشتباهات زوجین این است که زن یا شوهر درخواست های خود را بطور کلی و مبهم مطرح می نماید. و باعث ایجاد سوء تفاهم می شود.

مثال ۱: درخواست مبهم زن
زن به مرد می گوید: به من محبت بیشتری کن.
مرد هم پاسخ خواهد داد: چقدر دیگه بهت محبت کنم، تمام زندگیم که ریختم به پای شما……

مثال ۲: درخواست مبهم مرد
مرد به زن می گوید: من در خانه به آرامش بیشتری نیاز دارم. زن هم فوراً پاسخ می دهد: صبح تا شب که بیرون هستی، وقتی هم که می آیی می خواهی ما ساکت باشیم و هیچی نگیم.

مثل ۳:روشن سازی درخواست
زن بجای آنکه به مرد بگوید: بیشتر به من توجه کن، بیشتر دوستم داشته باش و بیشتر به من محبت کن.
دقیقاً منظور خود را روشن سازی می کند.

مثلاً زن با تکنیک روشن سازی می گوید:
موقع خواب و موقع آمدن به خانه من را در آغوش بگیر.
روزی یک یا دو بار به من بگو دوستت دارم.
پس از شام به مدت تقریبی نیم ساعت با من صحبت بکن.
وقتی در جمع دیگران و در مهمانی هستیم، سه تا چهار بار بیا کنارم بنشین و با من سه تا پنج دقیقه آرام حرف بزن تا همه بدانند که به من توجه می کنی.

در تکنیک روشن سازی زن دقیقاً مشخص می کند که منظورش از بیشتر به من محبت کن چیست و سوء تفاهم ایجاد نمی شود و شانس بیشتری برای بهره مند شدن از گفتگو وروابط زناشویی ایجاد می شود

رفتار صحیح با کودکان

استقلال فرزندان

وقتی به زور فرزندتان را وادار می کنید چیز مفیدی بخورد یا کار مفیدی انجام دهد، ممکن است برای جسمش کاری کرده باشید اما به روانش آسیب رسانده اید.

با این کار، مانع از شکل گیری «منِ مستقل» در او می شوید؛ چیزی که او برای خوشبخت شدن به آن شدیدا نیاز دارد.

فرقی ندارد فرزندتان چه سنی دارد، هرگز به او زور نگویید و او را وادار هیچ عمل خاصی نکنید
حتی اگر آن چیز بهترین گزینه در دنیا باشد.

بزرگترین پشیمانی هایی که بیشتر زوج ها در رابطه زناشویی دارند

هنگامی که شما در یک داستان عاشقانه قرار می گیرید، آخرین چیزی که می خواهید در مورد آن فکر کنید، پشیمانی است.

از هر زوجی که برای سالهای زیادی باهم زندگی کرده اند – و یا کسانی که اخیرا طلاق داشته اند – از پشیمانی ها یشان بپرسید و مطمئن شوید که  شما این اشتباه ها را انجام نمیدهید.

یادگیری آنچه که دیگران آرزو می کنند ای کاش آن ها را انجام می دادند و یا کارهایی که از انجام آن پشیمانند ممکن است بهترین توصیه های ارتباطی باشد که ما می توانیم دریافت کنیم و باید یاد بگیریم.

 

همسر خود را اولویت اول قرار نمیدادند

به نظر می رسد که زوج های متاهل و طلاق گرفته در بیاد اوردن زمانی که شریک زندگی شان را قبل از دوستان، کار و سایر تعهدات در اولویت نگذاشته اند شبیه هم هستند. اگر شما همسرتان را در اولویت قرار ندهید، رابطه شما از عواقب ان  رنج خواهد برد.

بیرون رفتن با هم دیگر

با هم بیرون رفتن را کنار گذاشتند

پس از مدتی، زوج ها تمایل دارند قرار گذاشتن (دو نفری با هم بیرون رفتن وقت صرف هم کردن) را متوقف کنند، به ویژه پس از اینکه مسائل شغلی و کودکان وارد زندگی شده اند. بر اساس تجارب بسیاری از زوج های سابق، این یک اشتباه بزرگ است. همه ی اینها به الویت قراردادن همسر بستگی دارد.  لازم نیست در قرار گذاشتن افراط کنید، اما صرف وقت با هم برای تمرکز بر روی رابطه شما مهم است.

 

فکر می کردند که شریک زندگیشان تغییر خواهد کرد

در حالی که ما همیشه باید تلاش کنیم که بهترین نسخه از خودمان باشد، متخصصان می گویند اشتباه است که شما در یک رابطه به امید اینکه شریک زندگی تان تغییر خواهد کرد بمانید. اگر با یک شخص درون گرا، یک فرد خجالتی یا کسی که نزدیک به خانواده اش است، ازدواج کنید نمی توانید از انها انتظار داشته باشید که تغییر کنند

 

تمام سرگرمی ها و علایق خود را کنار می گذارند

خواه شما متاهل باقی بمانید و یا در نهایت طلاق بگیرید، داشتن سرگرمی ها و علایق ضروری است. اگراز دیدن دوستان خود یا کاری را که باعث خوشحالی شما می شود، دست بکشید، احساس منزوی بودن  خواهید کرد حتی اگر رابطه (زناشویی) خودتان خوب باشد.

 

بیش از حد حسود بودن

یکمی حسادت در یک رابطه ممکن است طبیعی باشد اما می تواند مشکلات جدی در زندگی عاشقانه شما ایجاد کند. حسود بودن بی اندازه میتواند به هردو شخص استرس و فشار وارد کند، و در حقیقت میتواند منجر به عدم اعتماد و یا جدایی شود. با حسادت خود مقابله کنید وقتی که هنوز فرصت مقابله با ان را دارید.

زن و شوهر

آنها به اندازه کافی با هم حرف نمیزنند

یکی از برجسته ترین پشیمانی های مراجعه کنندگان به مشاور ، این است که آنها آرزو می کردند که به جای اینکه امید  داشته باشند تا همسرشان ذهنشان را بخوانند، در عوض نحوه معاشرت و ارتباط برقرار کردن بهتر را یاد میگرفتند. با توجه به مسائل و مشکلات ارتباطی  که منجر به پایان بسیاری از رابطه ها میشود، این مورد یک مسئله بسیار مهم  است که باید به ان توجه شود.

 

آنها برای مدت طولانی در رابطه اشتباه باقی مانده بودند

مردم به دلایل مختلف در یک ازدواج بد می مانند، اما ماندن بیش از حد طولانی در یک رابطه اشتباه تنها به نظر می رسد که منجر به پشیمانی میشود. در حالی که مهم است رابطه خود را تقویت کنید و اگر قادر هستید سعی کنید مشکلات را حل کنید، همچنین مهم است که خودتان را در رابطه گم نکنید. و  اگرچه فرار کردن از ازدواج بجای حفظ رابطه میتواند غیرمنطقی و نادرست باشد، هرگز نباید علائم به پایان رسیدن ازدواج خود را نادیده بگیرید.

 

منبع:

https://www.cheatsheet.com/health-fitness/the-biggest-relationship-regrets-most-couples-have.html/?a=viewall

مثلث خود مشغولی چیست؟

رنجش
عصبانیت
ترس
“مثلث خودمشغولی ” را به وجود می‌آورند.

شاید جالب باشد که بدانید، تمام نواقص اخلاقی از این سه واکنش سرچشمه می‌گیرند.

“رنجش” واکنش ما در برابر آن قسمت از گذشته‌مان است که مسایل طبق خواسته و روال ما پیش نرفته، از این طریق ما دوباره به گذشته باز می‌گردیم و در آن زندگی می‌کنیم.

“عصبانیت” روش رویارویی ما با زمان حال و واکنشی به منظور انکار واقعیت است.

“ترس” احساسی است که وقتی ما به آینده‌مان فکر می‌کنیم دچار آن می‌شویم و به بیان دیگر ، واکنش ما در مقابل ناشناخته‌ها و احساس نگرانی از به وقوع نپیوستن رویاهایمان است.

هر سه‌ی این احساس‌ها عوارض خودمشغولی است.
این واکنش‌ها در مقابل آدم‌ها، مکان‌ها و وقایع گذشته، حال و آینده زمانی ظاهر می‌شود که انتظارات ما از آن‌ها برآورده نشود.

و اما راه حل کلیدی برای رهایی از خودمشغولی:
ما می‌توانیم از خودمشغولی رهایی پیدا کنیم و…

پذیرش را جایگزین رنجش
عشق را جایگزین عصبانیت
ایمان را جایگزین ترس

چالش نهنگ آبی و توصیه هایی برای والدین و رسانه ها

بیانیه‌ی فوری انجمن خودکشی‌شناسی امریکا درباره‌ چالش نهنگ ابی

بسیاری از خروجی‌های رسانه‌ها گزارش‌هایی را درباره‌ی چالش نهنگ آبی منتشر می‌کنند. بر اساس این گزارش‌ها، چالش نهنگ آبی یک بازی در رسانه‌های اجتماعی است که ادعا می‌شود جوانان را تشویق به انجام رفتارهای آسیب‌زننده به خود یا خودکشی می‌کند.

در حالی که هیچ شواهدی نداریم که نشان بدهد چالش نهنگ آبی یک پدیده‌ی واقعی است، این را می‌دانیم که رسانه‌های اجتماعی – در تمام شکل‌های خود – می‌توانند تأثیری قابل‌توجه بر سلامت روان، به ویژه در جوانان، داشته باشند.

جوانان از گروه‌هایی هستند که بیش‌ترین خطر خودکشی را دارند: بر اساس گزارش مرکز کنترل بیماری‌ها (CDC)، ۱۷ درصد از دانش‌آموزان کلاس ۹ تا ۱۲ گزارش کرده‌اند که در ۱۲ ماه گذشته به طور جدی به خودکشی فکر کرده‌اند.

واقعیت داشتن چالش نهنگ آبی مورد تردید است، اما تأثیر رسانه‌های اجتماعی بر سلامت روان جوانان واقعیت دارد.

 

جوانانی که افکار خودکشی دارند معمولن علایم هشداردهنده ای را از خود نشان می‌دهند. این علایم هشداردهنده‌ی خودکشی می‌تواند شامل مواردی مانند حرف زدن درباره‌ی مرگ یا احساس ناامیدی، تحریک‌پذیری شدید، دوری کردن از دوستان و خانواده، و‌ لذت نبردن از فعالیت‌های معمول زندگی باشد.

اگر متوجه علایم هشداردهنده‌ی خودکشی در کسی شدید، حرف زدن سریع و روشن درباره‌ی خودکشی می‌تواند باعث‌ نجات دادن یک زندگی [زندگی او] شود.

 

رییس انجمن خودکشی‌شناسی امریکا می‌گوید: «هر بار که یک کودک در اثر خودکشی جان خود را از دست می‌دهد، به دنبال علت آن‌ می‌گردیم. خودکشی پدیده‌ای پیچیده است و هرگز یک علت واحد ندارد. اگر پدیده‌هایی مانند چالش نهنگ آبی را به عنوان علت خودکشی جوانان تلقی کنیم، در معرض این خطر هستیم که از درد و رنج روانی افراد [در معرض خودکشی] غفلت کنیم و نسبت به افرادی که رنج می‌کشند تبعیض بیش‌تری اعمال کنیم.»

 

برای رسانه‌ها:

ما به اصحاب رسانه توصیه‌ی جدی می‌کنیم که در گزارش کردن داستان‌های مرتبط با نهنگ آبی یا وقایع شبیه آن احتیاط به خرج بدهند. این موضوعات خبری می‌توانند تبدیل به شایعاتی گسترش‌یابنده شوند که باعث ایجاد فرهنگ ترس و هشدار می‌شوند که خود می‌تواند موجب شود که حرف زدن درباره‌ی خودکشی و رسانه‌های اجتماعی برای جوانان، والدین و آموزش‌دهندگان را سخت‌تر کند.

انتشار مسؤولانه‌ی گزارش‌های مرتبط با خودکشی، هم‌راه با داستان‌های #امید و #تاب‌آوری [در شرایط دشواری و استرس] می‌تواند باعث کاهش تعداد بیش‌تری از خودکشی‌ها شود.

ما به والدین و آموزش‌دهندگان به شدت توصیه می‌کنیم که با کودکان و جوانان بنشینند و با آنان درباره‌ی تأثیرات بالقوه‌ی رسانه‌های اجتماعی صحبت کنند… ضرورت دارد که درباره‌ی سلامت روان، افسردگی، و افکار خودکشی و نقش احتمالی که رسانه‌های اجتماعی می‌توانند داشته باشند به طور روشن و صادقانه صحبت شود.

گرچه بسیاری از بحث‌ها به اثرات منفی رسانه‌های اجتماعی تمرکز دارند، تأثیر مثبت آن‌ها را نمی‌توان نادیده گرفت: رسانه‌های اجتماعی می‌توانند برای افرادی که فکر خودکشی دارند اما نمی‌توانند شخصن درباره‌ی آن با کسی صحبت کنند و کمک بخواهند مفید باشند.

بیوفیدبک در روانپزشکی

بیوفیدبک چیست؟

بیوفیدبک تکنیکی است که در آن می‌توانید یاد بگیرید عملکردهای بدن مانند ضربان قلب، دمای پوست و فشار خون خود را کنترل کنید. در بیوفیدبک حسگرهای الکتریکی به شما وصل می‌شوند و کمک می‌کنند اطلاعاتی از واکنشهای بدن خود (بیو) دریافت نمایید (فیدبک).

این اطلاعات به شما کمک می‌کنند به ایجاد تغییراتی در بدن خود مانند شل کردن برخی عضلات و دستیابی به نتایجی مانند کاهش درد تمرکز کنید. بیوفیدبک به شما فرصت می‌دهد بتوانید افکار خود را برای کنترل بدنتان استفاده کنید و عملکرد فیزیکی و روانی خود را بهبود ببخشید.

از بیوفیدبک برای درمان مشکلات مانند میگرن، دردهای مزمن، بی ‌اختیاری ادرار و فشار خون بالا و… استفاده می‌شود.

بیوفیدبک در روانپزشکی

بیوفیدبک چگونه عمل می‌کند؟

در یک جلسه بیوفیدبک، الکترودهای به پوست شما وصل می‌شود. حسگرهای انگشتی نیز می‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند. این الکترودها یا حسگرها، سیگنال‌هایی را به مانیتور ارسال می‌کنند که صدا، نور، فلش یا تصویری را به شما ارائه می‌کنند که نرخ تنفس و ضربان قلب، فشارخون، دمای پوست، تعریق یا فعالیت عضله را نشان میدهد.

هنگامی که تحت استرس قرار دارید این عملکردها تغییر می‌کنند، به این صورت که ضربان قلب سریع تر می‌شود، عضله ها منقبض می‌شوند، فشار خون بالا می‌رود، بدن شروع به تعرریق میکند و تنفس سریع تر می‌شود.

در یک جلسه بیوفیدبک می‌توانید این واکنش‌های استرس را بر روی مانیتور مشاهده کنید و هنگامی که تلاش می‌کنید این واکنش‌ها را متوقف کنید، بلافاصله بازخورد (فیدبک) دریافت می‌کنید. جلسات بیوفیدبک معمولاً در مطب درمانگر برگزار می‌شود اما برخی برنامه ‌های کامپیوتری نیز وجود دارند که حسگر بیوفیدبک را به کامپیوتر خود شما متصل می‌کند.

درمانگر بیوفیدبک به شما کمک می‌کند ورزش‌های آرام‌ سازی انجام دهید و عملکردهای مختلف بدن را تحت کنترل بگیرید.

بیوفیدبک در روانپزشکی

انواع بیوفیدبک

درمانگر ممکن است از چند روش بیوفیدبک استفاده کند. تعیین روش مورد استفاده برای هر کسی بستگی به شرایط و خواسته‌های او دارد. روش‌های بیوفیدبک عبارتند از:

امواج مغزی – در این روش با استفاده از حسگرهایی که روی پوست سر قرار داده میشوند، امواج مغزی با استفاده از الکتروانسفالوگرام تحت نظر قرار میگیرند (نوروفیدبک).

تنفس – در بیوفیدبک تنفسی، بندهایی دور شکم و سینه قرار داده میشوند تا الگوی تنفسی و نرخ تنفس را تحت نظر بگیرند.

ضربان قلب – در این نوع بیوفیدبک از حسگرهای انگشتی یا گوشی با دستگاهی به نام فتوپلتیسموگرام یا حسگرهایی که با استفاده از الکتروکاردیوگراف در قفسه سینه، پایین شکم یا کمر قرار داده میشوند، ضربان قلب و تغییرات آن اندازه گیری میشود.

عضله – این روش بیوفیدبک شامل قرار دادن حسگرهایی بر روی عضلات اسکلتی با الکترومیوگرافی است که فعالیت الکتریکی را که باعث انقباض عضلات میشود نظارت میکند.

غدد تعریق – حسگرهایی پیرامون انگشتها یا کف دست یا مچ قرار میگیرد که حاوی الکترودرموگراف است و فعالیت غدد تعریق و میزان تعریق پوست را اندازه گرفته و به شما هشدار میدهد مضطرب شده اید.

دما – حسگرهایی به انگشتهای دست یا پا متصل میشود که گردش خون پوست را اندازه گیری میکند. از آنجایی که اغلب هنگام استرس دمای بدن افت میکند، پایین آمدن دما به شما هشدار داده شده و کمک میکند فورا تکنیکهای آرام سازی را شروع کنید.

کاربردهای بیوفیدبک

از جمله کاربردهای متداول بیوفیدبک می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • درد مزمن – بیوفیدبک با کمک به شناسایی انقباض عضلات و سپس یادگیری شل کردن این عضلات به شما کمک می‌کند ناراحتی ناشی از مشکلات مانند کمردرد، دل درد، اختلالات مفصل گیجگاهی فکی، فیبرومیالژی و موارد دیگر را در طرف نمایید. بیوفیدبک برای برطرف کردن درد در تمامی سنین از کودک گرفته تا سالمند، موثر است.

 

  • سردرد – سردرد یکی از کاربردهای بیوفیدبک است که بیشترین تحقیق بر روی آن انجام شده است. استرس‌ها و تنش‌های عضلانی باعث تحریک سردردهای میگرنی و سایر انواع سردرد شده و ممکن است علایم سردرد را تشدید نمایند. شواهد خوبی وجود دارد که نشان می‌دهد درمان بیوفیدبک می‌تواند عضلات را شل کرده و استرس را کاهش دهد و نتیجه دفعات و شدت سردردها کاهش پیدا می‌کند. به نظر می‌رسد بیوفیدبک به خصوص در صورتی که همراه با دارو درمانی باشد بسیار مؤثر است.

 

  • اضطراب – برطرف کردن اضطراب یکی از متداولترین کاربردهای بیوفیدبک است. بیوفیدبک به شما امکان می‌دهد از واکنش بدن خود در هنگام استرس و اضطراب آگاهی پیدا کنید. سپس یاد می‌گیرید چگونه این واکنش‌ها را کنترل کنید.

 

  • بی ‌اختیاری ادرار و مدفوع – درمان بیوفیدبک به افرادی که در کنترل ادرار مشکل دارد کمک می‌کند. بیوفیدبک می‌تواند به زنان کمک کند عضلات کف لگن را که تخلیه مثانه را تحت کنترل دارند را شناسایی کرده و تقویت نمایند. پس از چند جلسه بیوفیدبک زنانی که بی ‌اختیاری ادرار دارند ممکن است بتوانند نیاز شدید و فوری به دفع ادرار را کاهش داده و دفعات ادرار بی اختیار را کم کنند. همچنین بیوفیدبک می‌تواند به کودکانی که شب‌ هنگام جای خود را خیس می‌کند و همچنین افرادی که دچار بی ‌اختیاری مدفوع هستند (عدم کنترل حرکت شده و اجابت مزاج) کمک نماید. بیوفیدبک برخلاف داروهایی که برای کنترل بی ‌اختیاری ها استفاده می‌شود، هیچ عارضه جانبی ندارد .

 

  • فشار خون بالا – شرایط استفاده از بیوفیدبک برای کاهش فشار خون متفاوت است اما به نظر می‌رسد این تکنیک می‌تواند فشار خون را اندکی کاهش دهد . با این حال تأثیر بیوفیدبک برای کنترل فشار خون به اندازه دارو نیست.

سایر کاربردهای بیوفیدبک عبارتند از:

  • اختلال بیش ‌فعالی و کمبود توجه
  • بیماری انسداد مزمن ریه
  • بیماری رینود
  • جراحات
  • آسم
  • یبوست
  • صرع
  • آرتروز روماتیسمی
  • عوارض شیمی درمانی
  • سندرم روده تحریک پذیر
  • ناخوشی ناشی از حرکت (مانند حالت تهوع در اتومبیل)
  • زنگ زدن گوش

منابع:

https://www.webmd.com/a-to-z-guides/biofeedback-therapy-uses-benefits#3

https://www.mayoclinic.org/tests-procedures/biofeedback/details/why-its-done/icc-20169729

 

 

نوروفیدبک چیست؟

نوروفیدبک چیست؟

فعالیت مغز شما تعیین ‌کننده احساس و عملکرد شما است. اگر چه بیشتر افراد عملکرد مغزی نرمال دارند اما برخی افراد دچار عدم تعادل مغز یا هیجانات مزمن هستند که بر زندگی روزمره آنها تأثیر می‌گذارد. در چنین شرایطی نوروفیدبک به کمک ما می‌آید.

نوروفیدبک روشی برای تمرین و پرورش فعالیت مغز است. برای درک نوروفیدبک ابتدا باید با امواج مغزی آشنایی مختصری داشته باشیم.

عملکرد مغز

امواج مغزی پالس‌های الکتریکی هستند که در هنگام برقراری ارتباط بین سلول‌های مغز تولید می‌شوند. امواج مغزی اطلاعات احساسات، عملکرد ، عادات فکری، میزان استرس، خلق و عملکرد کلی مغز را در بر دارند.

با استفاده از قرار دادن حسگرهایی در پوست سر می‌توان فعالیت مغزی را اندازه‌ گیری کرده و بر آن نظارت نمود. با نرم ‌افزار آنالیز مغز (QEEG brain map) می‌توانیم پی ببریم چه فعالیت خاصی باعث بروز علایم می‌شود.

پس از این که به حوزه نگرانی فرد پی ببریم، می‌توانیم برنامه ‌ریزی برای تمرین مغز داشته باشیم تا عملکرد آن را کارامدتر کرده و بهبود ببخشیم. به این کار نوروفیدبک گفته می‌شود.

در یک جلسه نوروفیدبک کاری که عملاً مغز انجام می‌دهد با آنچه که شما می‌خواهید انجام دهد مقایسه می‌شود. هنگامی که مغز به وضعیت بهتر نزدیک می‌شود، با واکنش مثبتی که در نمایشگر کامپیوتر مشاهده می‌کنید به شما پاداش داده می‌شود. معمولاً این نوروفیدبک در قالب بازی کامپیوتری، موسیقی یا فیلم است.

هنگامی که مغز شما به موقعیت بهتر و کارآمدتری می‌رسد یا از آن دور می‌شود صداها و تصاویر بلافاصله به شما واکنش نشان می‌دهند. به این صورت که هنگامی که مغز شما به موقعیت مطلوب نزدیک میشود، فیلم پخش می‌شود و هنگامی که فیلم متوقف می‌شود به این معنی است که مغز به سمت اشتباهی پیش می‌رود.

همان طور که فعالیت فیزیکی باعث تقویت گروه‌های عضلانی خاص می‌شود، مغز نیز با تمرین بیشتر برای رسیدن به موقعیت آرام و کارآمدتر بهتر می‌شود. این کار نیز همانند هر مهارت دیگری که می‌خواهید یا بگیرید نیاز به تکرار و زمان دارد.

یک مثال از درمان نوروفیدبک

جین خانم جوانی است که دچار بد خوابی شده و نمیتواند بخوابد. تمرکز او دچار اشکال شده است و نمیتواند واکنشهای هیجانی خود را کنترل کند.

هنگامی که مورد او را بررسی کردیم متوجه شدیم میتوان با نوروفیدبک به او کمک کرد. نقشه مغزی QEEG  انجام دادیم و متوجه شدیم مغز او در سطح بالای هوشیاری قرار دارد. حوزه درگیر در واکنش و فعالیت احساسی و هیجانی و اضطراب سه برابر بود بنابراین تعجبی نداشت آرامش نداشته و نمیتوانست بخوابد.

پس از آنالیز دقیق فعالیت مغز جین، متوجه شدیم اضطراب پنهان او بر توانایی تغییر از موقعیت هوشیار به حالت استراحت تاثیر گذاشته است و همین موضوع باعث میشود او نتواند بخوابد. در حالی که هیچ مشکل قابل مشاهده ای در تمرکز او دیده نمیشد اما اضطراب او بیشتر منابع مغز را در دست گرفته بود و جای کمی برای بخش تمرکز و تصمیم گیری باقی مانده بود.

با شناسایی منشاء نگرانی، برنامه تمرین نوروفیدبک طراحی شد. فیلم مورد علاقه او “عشق واقعی” بود. از این فیلم برای فیدبک در جلسات تمرین مغزی استفاده شد.

در جلسات نوروفیدبک، بر نواحی درگیر در اضطراب در زمان واقعی نظارت شد. هنگامی که مغز او به سمت حالت آرامش می رفت فیلم پخش میشد و به دلیل لذت بردن او از فیلم و سیگنال مثبت، مغز او متوجه میشد در مسیر درست قرار گرفته است. هنگامی که او کمی مضطرب میشد فیلم تیره شده و صداها محو میشد. این سیگنال منفی به مغز او میفهماند مسیر اشتباهی را در پیش گرفته است.

هر چه عملکرد او بهتر میشد، ما تمرینات را سخت تر میکردیم. بنابراین اگر میخواست فیلم مورد علاقه اش پخش شود مغز او باید به صورت پیوسته به تعادل بیشتر پیش میرفت و از اضطراب فاصله میگرفت. در نهایت جین یاد گرفت چگونه ذهن خود را در موقعیت ارامش قرار دهد.

با تمرینات بیشتر و بهبود مهارت، اکنون بدون کمک ما خیلی زود میتواند مغز خود را به سمت آرامش و کارایی بهتر تغییر موقعیت دهد. نقشه مغزی او نیز این موضوع را تایید میکرد. اکنون او میتواند واکنشهای هیجانی خود را کنترل کند و هنگام خواب متمرکز شده و راحت تر میخوابد.

 

این درمان برای طیف گسترده ای از افراد اعم از افراد معمولی و هنرمند و متخصص تا اوتیسم شدید و آسیبهای مغزی قابل انجام و موثر است.

 

http://www.brainworksneurotherapy.com/what-is-neurofeedback

باورهای غیر منطقی

باورهای غیرمنطقی

دکتر آلبرت الیس و همکارانش، سیزده باور غیرمنطقی را شناسایی کرده‌اند

این باورهای غیرمنطقی عبارتند از:

۱- همه افراد جامعه باید مرا دوست بدارند و تأییدم کنند.

۲- برای این‌که فردی ارزشمند و محبوب باشم، باید در همه زمینه‌ها توانمند و بالیاقت بوده، در همه عرصه‌ها باید پیشرفت کنم و دست‌آوردهای قابل توجهی کسب کنم.

۳- جهان باید جایگاه عدل و انصاف بوده، همیشه باید با من خوب رفتار شود.

۴- باورها و ارزش‌های دیگران باید مشابه باورها و ارزش‌های من باشد. دیگران باید کارها را همان‌طوری انجام دهند که من انجام می‌دهم.

۵- افراد خاصی وجود دارند که بدذات و شرورند. آن‌ها باید برای رفتارهای زشت خود به‌شدت مذمت و تنبیه شوند.

۶- من وقتی از عهده کاری به خوبی برنیایم، نمایانگر این است که آدم بدی هستم؛ یک شکست‌خورده و یک آدم احمق.

۷- روزگار باید آن‌چه را من لازم دارم برایم فراهم سازد.
زندگی بایست آسوده و راحت باشد. من نباید سختی بکشم یا رنج ببرم.

۸- اگر امور و وقایع زندگی آن‌طور نباشد که من می‌خواهم، موجب نهایت بدبختی می‌شود و فاجعه‌انگیز خواهد بود. وقتی امور بر وفق مراد نباشد، احساس شادمانی و خرسندی در زندگی محال است.

۹- اجتناب کردن از مشکلات، آسان‌تر از رویاروشدن با و حل و فصل نمودن آن‌هاست.

۱۰- ناخشنودی و بدبختی من به‌وسیله عوامل بیرونی (خارج از کنترل من) به وجود آمده است.

۱۱- اگر این احتمال وجود داشته باشد که واقعه ناگواری در زندگی من ممکن است رخ بدهد، از هم‌اکنون باید آماده باشم و بکوشم تا امکان به وقوع پیوستن آن‌ها را به تأخیر اندازم یا از آن‌ها جلوگیری کنم.

۱۲- برای هر مشکل و مسئله‌ای همواره یک راه‌حل کامل و درست وجود دارد. اگر من نتوانم به آن راه‌حل دست یابم، بسیار وحشتناک و فاجعه‌آمیز خواهد بود.

۱۳- تجارب و وقایع گذشته و تاریخچه زندگی‌ام تعیین‌کننده مطلق رفتارها و خصوصیات کنونی من هستند. اثر گذشته را در تعیین رفتارهای کنونی‌ام نمی‌توانم نادیده بگیرم.

الیس این باورهای سیزده‌گانه را در چهار مقوله کلی طبقه‌بندی کرده است.

به اعتقاد او چهار مقوله باور ناسالم، هسته مرکزی تمام مشکلات روان‌شناختی هر فرد را تشکیل می‌دهند:

۱- پرتوقعی (انتظار غیرمنطقی)

۲- فاجعه‌پنداری (وحشتناک دیدن وقایع)

۳- سطح پایین تحمل ناکامی (بی‌تحملی)

۴- کم‌ارزش شمردن خود (ناارزنده‌سازی خویشتن).