نوشته‌ها

امپاتی (empathy) چیست؟

“امپاتی” به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است. مادری کودکش را به گردش می برد. او خیلی خوشحال است اما کودک زار زار گریه می کند.

مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدمها را می بیند، و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند. از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است.

هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند، ارتباطهای صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت.
پژوهشگران معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود، حل و فصل کند.
اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید ، آیا چنین والدینی را دوست دارید؟ خودتان را جای همسر، معلم، شاگرد، فروشنده، خریدار و یا دوستتان بگذارید.
آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟
“توانایی امپاتی را تمرین کنید و در خود افزایش دهید.”

دکتر جیمز اِنس مینگر

ازدواج خوب کتاب آشپزی نیست !

توقعات درستی از یکدیگر داشته باشید
ما باید انتظار درستی از ازدواج داشته باشیم و فکر نکنیم که قرار است وارد بهشتی شویم که هیچ مشکلی در آن وجود ندارد.ازدواج،اشتغال ،مهاجرت ،تغییر شغل و بچه دار شدن تصمیمات مهم زندگی هستند که سختی های خاص خود را دارند و باید با آگاهی از وجود این سختی‌ها اقدام به انجام آنها کنیم .در غیر این صورت خیلی زود سرخورده و ناامید می‌شویم. اما پذیرش آن به مراتب بهتر از گیر افتادن ما در توقعات بیجا و سقوط در دره‌های ناآگاهی است.

اشتباه بسیاری افراد این است که فکر می‌کنند ازدواج خوب حاصل جمع مرد خوب و امکانات خوب به اضافه زن خوب و فهم خوب است ؛در صورتی که این پیش‌فرض اصلا درست نیست.ازدواج خوب یعنی حاصل جمع زن و مردی با امکانات متوسط که آمادگی ساختن یک ازدواج خوب را دارند .البته روزهای سختی هم در پیش خواهید داشت که نباید بترسید و هرگز با دعواهای متناوب سالهای اول فکر نکنید شکست خورده‌اید ؛بلکه بدانید در واقع این ماهیت ازدواج است.

متاسفانه بسیاری از افراد حاضر نیستند کمترین سختی و ناامنی را تجربه کنند و گاهی با پیش آمدن اولین دعواها به فکر جدایی می‌افتند، تحمل سختی ها را ندارند و درست در نقطه‌ای که ازدواج می‌تواند به رشد و آگاهی ختم شود ،به آن خاتمه می‌دهند.

 

 ازدواج خوب کتاب آشپزی نیست!
بعضی زوج ها دوست دارند با دستورالعمل های سریع برای بهبود رابطه خود در ازدواج خیلی زود به نتیجه برسند.آمارها هم نشان می‌دهند یک سوم از طلاق های شهرهای بزرگ ایران در سال اول زندگی اتفاق می‌افتد.یعنی افراد صبر و تحمل کافی برای رسیدن به نتیجه بهتر را ندارند و نمی‌توانند به یکدیگر فرصت دهند.

 فراموش نکنیم ازدواج خوب مثل دستور تهیه غذا در کتاب‌های آشپزی نیست که مثلا بتوان گفت با ۱۰ گرم عشق و ۱۰ گرم صمیمیت و…تهیه می‌شود!!

همان گونه که برای داشتن یک پیتزای خوب،تنها در اختیار داشتن مواد خوب کافی نیست و باید زمان گذاشت و روش تهیه آن را بلد بود ،برای داشتن یک ارتباط موفق هم باید از چگونگی برقراری ارتباط آگاه بود.در ضمن صبور بود و سازگار.

 

مراقبت از ازدواج
همان طور که برای حفظ هر چیز باارزشی باید برای آن زمان و انرژی گذاشت؛برای حفظ ازدواج نیز باید به آن توجه کرد .مانند گلی که اگر بخواهیم پژمرده نشود باید بدانیم چطور باید از آن مراقبت کنیم.

اگر می‌خواهید از روزمرگی‌های رایج زندگی فاصله بگیرید بیشتر به یکدیگر توجه کنید؛یعنی با هم به سفر بروید و بیشتر با خانواده‌های یکدیگر معاشرت کنید چون باعث افزایش نشاط شما می‌شود .؛ضمن اینکه بسیاری از ازدواج های موفق با حمایت و تایید خانواده‌ها شکل گرفته‌اند.

در مجموع فراموش نکنید که می‌توان ازدواج خوبی داشت و آن را حفظ کرد ؛ مشروط بر آنکه آن را ساخت و مراقب راهزنی های احتمالی اطرافیان یا افکار مسموم خودمان بود.

 

افسردگی پاییزی و راه های پیشگیری از آن

افسردگی فصلی که اختلال خلقی فصلی (SAD) هم نامیده می‌شود، حالتی است که هر ساله در یک زمان مشخص رخ می‌دهد و بطور معمول در پاییز یا زمستان آغاز می‌شود و در بهار یا اوایل تابستان پایان می‌یابد.

یک فرضیه این است که با کاهش نور خورشید ساعت بیولوژیک که خلق و خو، خواب و هورمون‌ها را تنظیم می‌کند، در زمستان به نوعی عقب می‌ماند و کندتر می‌گذرد. بیدار شدن از خواب در تاریکی برای رفتن به محل کار و بازگشت دوباره به خانه در هوای تاریک می‌تواند نشاط و شادابی را از انسان سلب کند، اما در برخی افراد این تغییر روحیه شدید‌تر است.

کسانی که از این اختلال رنج می‌برند بسیاری از علائم شایع افسردگی مانند غمگینی، اضطراب، بی قراری، انزواگرایی، بی‌علاقگی به فعالیت‌های روزانه و ناتوانی در تمرکز را دارا هستند.

 

برخی نشانه های افسردگی پاییزی:

خستگی مفرط
کمبود انرژی
نیاز شدید به خواب
نیاز شدید به مواد قندی و نشاسته ای
افزایش اشتها و پرخوری و در نهایت اضافه وزن
بی تحرکی
پایین آمدن عملکرد
فکر کردن مداوم راجع به مرگ

 

در مراحل اولیه استفاده از فوتوتراپی(نوردرمانی) در کنار درمان دارویی توصیه می شود و در این حالت فرد چند ساعت در روز در معرض نور مهتابی قرار می گیرد.

همچنین استفاده از داروهای ضد افسردگی کم عارضه از مهمترین شیوه های کنترل این بیماری است

شناخت و درمان به موقع افسردگی فصلی می تواند فرد را سریعتر به زندگی عادی برگرداند.

 

راهکارهایی برای پیشگیری از افسردگی پاییزی:

 

– حتی‌المقدور در روزهای زمستان حتی در روزهای ابری از منزل خارج شده و روزی یک ساعت چشمهایتان را در معرض نور طبیعی قرار دهید.

– اگر در خانه هستید پرده‌ها را کنار بزنید تا نور طبیعی روز وارد منزل شود. حداقل هفته ای سه بار و هر بار ۳۰ دقیقه ورزش کنید.

– رژیم غذایی مناسبی داشته باشید که از مقادیر کافی ویتامین ها و مواد معدنی برخوردار باشد. این کار به حفظ انرژی بیشتر در بدن شما کمک می‌کند.

– حداقل هفته‌ای سه نوبت و هر نوبت ۳۰ دقیقه ورزش کنید.

– طی ماه‌های زمستان حتما با یک متخصص، مشاوره داشته باشید.

– خود را از فعالیت‌های اجتماعی دور نکنید چرا که حضور در اجتماع در مقابله با افسردگی فصلی نقش موثری دارد.

– سعی کنید نگاه مثبت به موهبات این فصل بی نظیر داشته باشید و زمانی را به لذت بردن از زیبایی‌های آن اختصاص دهید.

عشق واقعی

مقایسه عشق سالم و عشق بیمار

عشق سالم: اعتماد و صداقت پایه اصلی رابطه هستند.
عشق بیمار: بی اعتمادی و احساس نا امنی در رابطه دیده می شود و افراد مرتب یکدیگر را چک می کنند.

عشق سالم: تو محترمی و نیازهایت در نظر گرفته می شود.
عشق بیمار: احساس فشار می کنید از اینکه باید به فرد دیگری تبدیل شوید تا با شریکتان متناسب باشید.

اما
عشق سالم: ارتباط و مکالمه بین دو نفر باز و شفاف و بدون استرس و ترس است.
عشق بیمار: فرد از اینکه احساسات و مخالفتش را با شریکش بیان کند می ترسد.

عشق سالم: تصمیمات و مسوولیتها به صورت عادلانه تقسیم می شود.
عشق بیمار: تصمیمات معمولا یک طرفه بدون در نظر گرفتن نیازهای طرف مقابل گرفته می شود.

عشق سالم: حمایت دوطرفه و غیر شرطی است.
عشق بیمار: حمایت محدود و معمولا با شرط و شروط است.

عشق سالم: زمانهای خوب بیش از زمانهای بد در رابطه ایجاد می شود.
عشق بیمار: زمانهای بد و تحت فشار و استرس و تنش بیشتر از زمانهای خوب است.

عشق سالم: اختلاف پیش می آید ولی معمولا حل می شود و “هرگز” از خشونت استفاده نمی شود.
عشق بیمار: در حل مسائل روشهای ناسالم مثل مسخره کردن، کنترل، سوء استفاده کلامی، مورد قضاوت قرار دادن و حتی خشونت فیزیکی به کار گرفته می شود و فرد از خلقیات شریکش می ترسد.

عشق سالم: ارتباط با سایر دوستان و ارتباطات اجتماعی نه تنها پذیرفته می شود بلکه تشویق می گردد.
عشق بیمار: شریکتان می کوشد تا شما را از دوستان و خانواده تان دور کند و منزوی شوید.

عشق سالم: هویت و حریم شخصی افراد حفظ می شود.
عشق بیمار: فرد احساس می کند بدون شریکش نمی تواند زندگی کند، وابستگی شدید دارد و تهدید یا اقدام به خودکشی در صورت پایان رابطه وجود دارد.

عشق سالم: فرد احساس امنیت و خوشحالی در رابطه دارد چه زمانهایی که با شریکش هست و چه زمانهایی که تنهاست.
عشق بیمار: معمولا زمانهایی که فرد تنهاست احساس ناامنی و نگرانی از رابطه دارد و زمانهایی که با شریکش است به تخلیه احساس ناامنی و ناخوشی می گذرد.


دکتر کیم مارتز

اختلال اضطراب فراگیر

اختلال اضطراب فراگیر

برخی افراد تقریبا در مورد هر چیزی مضطرب و نگران به نظر می رسند، این افراد را می توان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر دانست.

این اختلال به معنی اضطراب و نگرانی مفرط درباره چندین واقعه یا فعالیت در اکثر ایام و طی یک دوره حداقل شش ماهه است.

این نگرانی به سختی مهار می شود و با علایمی مثل تحریک پذیری، دشواری در خواب، بیقراری و تنش عضلانی لرزیدن و سردرد همراه است. این اضطراب به سختی مهار می شود و حوزه ای مهم از زندگی فرد را مختل می سازد.

این اختلال شایع است. شیوع طول عمری آن حدود 8 درصد است و نسبت زن به مرد حدود 2 به 1 است. این اختلال معمولا در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع می شود.

بیمار ممکن است بعلت علایم جسمی شامل لرزش و سر درد یا اسهال مزمن سراغ پزشک عمومی متخصص داخلی برود و اختلال جسمی خاصی پیدا نمیشود و ارجاع به روانپزشک صورت می گیرد.

فقط یک سوم این بیماران در صدد درمان روانپزشکی بر می آیند.

درمان

موثرترین درمان ترکیب دارودرمانی و روان درمانی است.

اختلال اضطراب اجتماعی

اختلال اضطراب اجتماعی(جمعیت هراسی)

این اختلال شامل ترس از موقعیت های اجتماعی از جمله موقعیت هایی است که مستلزم تماس با افراد غریبه یا زیر نظر افراد غریبه بودن است. افراد مبتلا از شرمسار شدن در موقعیت های اجتماعی می ترسند (مانند سخنرانی، ملاقات با افراد جدید و…)

این افراد ممکن است در مورد برخی فعالیتهای اختصاصی مانند خوردن یا صحبت کردن جلوی دیگران اضطراب داشته باشند.

شیوع طول عمری این اختلال حدود 13-3 درصد گزارش شده است.

زنان بیشتر از مردان مبتلا می شوند. اوج شروع این اختلال در نوجوانی است.

افراد مبتلا ممکن است سابقه ای از سایر اختلالات اضطرابی، اختلالات خلقی و … داشته باشند.

احتمال ابتلا به این اختلال در بستگان درجه اول افراد مبتلا به این اختلال سه برابر سایر افراد است.

این اختلال اغلب در اواخر کودکی یا اوایل نوجوانی شروع می شود.

این اختلال اغلب مزمن است. البته در بیمارانی که علایم فروکش می کند این بهبودی ادامه پیدا می کند.

این اختلال در صورت عدم درمان می تواند مشکلات زیادی را برای فرد در زمینه پیشرفت تحصیلی، عملکرد شغلی و خانوادگی ایجاد کند.

درمان

درمان های اصلی دارودرمانی و روان درمانی هستند که کاربرد توام آنها بهترین نتیجه را به دنبال دارد.