نوشته‌ها

پس از خیانت همسرمان چه کنیم و چه نکنیم؟

هنگامی که متوجه روابط پنهان همسر خود شدید، وحشت، سردرگمی و رنج تمام وجود شما را فرا گرفته و شما را در وضعیتی مبهم قرار می دهد. انواع نصیحت و راهنمایی ها از طرف خانواده و دوستان به سمت شما روانه می شود(البته اگر توانسته باشید به کسی چیزی بگویید).

زندگی شما بشدت دستخوش تغییر می شود. طی کردن این مراحل بسیار سخت است و علایم شبیه سوگ از دست دادن یکی از نزدیکان و بسا شدیدتر در شما نمایان می شود. زیرا در سوگ از دست دادن یکی از نزدیکان، دیگران شما را همراهی و درک می کنند ولی در مورد کشف روابط فرا زناشویی شاید نتوانید به هیچ کسی اعتماد کنید مگر یک دوست صمیمی، و چندان همراهی با علایم ناراحتی و سوگ شما انجام نمی شود.
مهم نیست همسر شما چقدر ابراز پشیمانی می کند ولی شما قانع نمی شوید و بی اعتمادی به رابطه تان سایه می افکند.
در زیر هفت راه برای برخورد با روابط فرا زناشویی مطرح می شود:

۱- شما ممکن است بخواهید بلافاصله به افرادی که می شناسید ظلمی که در حق شما شده است را اطلاع دهید. لطفا از کارهای عجولانه خودداری کنید.

۲- به خاطر داشته باشید که حتی اگر اکنون غیرممکن به نظر برسد، اما ممکن است بتوانید مشکلات رابطه خود را حل کنید. ممکن است با گذشت زمان احساس کنید که می توانید او را ببخشید.
اگر تمام آشنایان و دوستان خود را متقاعد کرده باشید که همسرتان با بی رحمی تمام به شما خیانت کرده، می تواند پذیرش مجدد او را به عنوان همسر برای شما بسیار مشکل تر کند و واکنش خانواده و دوستانتان حتی اگر مشکلات خود را با همسرتان حل کرده باشید می تواند مشکلات متعددی برای رابطه تان فراهم کند.
پس لطفا به هر کس مسئله را نگویید.

۳- این مسئله را تنها با افرادی که مورد اعتماد شما هستند مطرح کنید.
پشتیبانی عاطفی، صرف نظراز اینکه رابطه شما نجات خواهد یافت یا نه برای تسکین شما لازم است. خود را از دیگران دور و جدا نکنید شما به دوستان خوب برای پشت سر گذاشتن این سختی نیاز دارید.

۴- بلافاصله تصمیم به ترک خانه نگیرید.
به خود زمان کافی بدهید تا به این که چه کاری درست است فکر کنید، زوج های زیادی هستند که پس از چنین مشکلی دوباره می توانند با هم زندگی کنند.

۵- انتقام جویی و مقابله به مثل مشکلی از مشکلات شما را حل نمی کند بلکه مشکل را اضافه می کند.

۶- تعقیب فردی که با همسر شما رابطه داشته یا تهدید او ممکن است اندکی خشنودی موقت برای شما در پی داشته باشد ولی در دراز مدت خیر

۷-اگر دارای فرزند هستید به یاد داشته باشید که مسئولیت حمایت از آنها با شماست. زمانی که حرفهای بدی در مورد پدر یا مادر او می زنید، آنها رنج خواهند برد. ممکن است شما بخواهید همسرتان را رنج دهید ولی همزمان موجب رنج کودکان خود شده اید که آنها مستحق این رنج نیستند.
ادامه دارد…

آیا می شود بعد از خیانت رابطه را ادامه داد؟

هیچ چیز مخرب تر از این نیست که بفهمید همسر وفادار شما خیانت کرده است. حقیقت این است که همسرتان به شما دروغ گفته؛ چه با حرف هایش چه با سکوتش موجب رنج شما شده است.
اگر خیانتی اتفاق افتاده باشد، بسیار طبیعی است که فرد آسیب دیده احساس خشم، افسردگی، دیوانگی، وسواس فکری با جزئیات خیانت کند و فکر کند هرگز این رابطه درست نخواهد شد.

به یاد داشته باشید که خیانت در ازدواج های بد رخ نمی دهد. این یک باور غلط است که فکر کنید “دلیل اصلی” خیانت، بد بودن ازدواج یا گناهکار بودن طرف مقابل است. درست است، خیانت در ازدواج های ناموفق اتفاق می افتد اما در عین حال در ازدواج های عالی هم به همان میزان رخ می دهد. خیانت دلایل مختلف دارد.

هر اندازه هم خیانت مخرب و دیوانه کننده باشد، طلاق تنها راه نیست. زوج های زیادی هستند که بعد از خیانت آرامش یافته اند و حتی ارتباط و نزدیکی شان افزایش یافته است. برای اینکه بتوان بعد از خیانت رابطه را بازسازی کرد هر دو طرف باید به هم متعهد شوند؛ به راست گویی، به اجتناب از وسوسه های آینده و به راه طولانی و مسیر ناهموار التیام و بازسازی اعتماد.

اگر فردی هستید که خیانت کرده اید؛ هرگز، هرگز و هرگز همسرتان را تشویق به فراموش کردن و نادیده گرفتن نکنید. در عوض به رنجش همسرتان گوش دهید و آن را بپذیرید. گفتگو کنید و اجازه دهید همسرتان بداند که به کارتان فکر می کنید و نمی خواهید او را مجبور کنید به تنهایی رنجش را تحمل کنید. کاملا آماده شنیدن خشم و غم او تا هر زمان که طول می کشد باشید. اگر می خواهید همسرتان رنج را رها کند پس شما باید آن را نگه دارید.

اگر فردی هستید که به شما خیانت شده، قبل از طلاق مشاوره بگیرید و از طرفی سعی کنید ببخشید. به همسرتان فرصت دهید رابطه را بسازد و اعتماد شما را دوباره به دست بیاورد. به خودتان و رابطه فرصتی برای التیام و رشد بدهید. بدون شک این فرایند آهسته و سخت است. اما اگر هر دوی شما متعهد شوید، ازدواجتان ارزش تلاش را دارد.

رفتارهای مخرب روابط زناشویی چیست ؟

ناکامی های اغلب زوج ها بیش از هر علت دیگر بر می گردد به «کنترل بیرونی»
استفاده از این عادت و رفتار سنتی منحصر به زندگی زناشویی نیست، بلکه خود را در زندگی زناشویی شدیدتر نشان می دهد.
فرض احساس کنترل بیرونی این است که: اگر من احساس ناخشنودی می کنم، خود من مسئول این احساس نیستم، بلکه دیگران و رویدادها و عوامل خارج از کنترل من آن را در من ایجاد کرده اند و مقصرند یا دست خودم نیست.
در این فرض، هرگز شیوه انتخاب اعمال ما توسط خود ما علت ناخشنودیمان محسوب نمی شود. افرادی که از زندگی زناشویی خود ناخشنودند، معتقدند من تقصیری ندارم. همسرم عامل این ناخشنودی هاست و من وظیفه خود می دانم که برای تغییر و اصلاح رفتارهای او هر کاری می توانم انجام دهم.
برای انجام این «وظیفه» یعنی «تغییر دادن دیگری» معمولا از یکسری رفتارهای کلیشه ای استفاده می کنیم. این رفتارها، هفت رفتار مخرب «کنترل بیرونی» نام دارند.
این رفتارها عامل ناخشنودی ما و دیگران در زندگی زناشویی و سایر روابط اجتماعی هستند.

این رفتارهای مخرب عبارتند از:
۱-انتقاد کردن
۲-سرزنش کردن
۳-شکوه و شکایت کردن
۴-غرغر کردن
۵-تهدیدکردن
۶-تنبیه کردن
۷-باج دهی برای کنترل کردن دیگری

همسر بهتری باشیم

ما معمولا باور داریم که آدم فوق العاده ای هستیم و فقط باید همسرمان بهتر شود اما واقعیت این است که باید خودمان همسر بهتری باشیم.

زوج ها معمولا بر خشنود کردن یکدیگر تمرکز نمی کنند، بلکه فقط به دنبال آن هستند که همسرشان آنها را خشنود و راضی کند و حتی گاهی این را مسئولیت طرف مقابل می دانند که «باید» در خدمت نیازها و خواسته های او باشد. بیشتر ما می کوشیم یکدیگر را کنترل کنیم، به انجام کاری وا داریم، تحقیر نماییم و در او احساس شرم و گناه ایجاد کنیم، و بلاخره با هر آنچه در توانمان است بکوشیم در زندگی مشترک به «خواسته های» خود برسیم.

ما بطور دقیق و مشخص می دانیم که همسرمان باید برای بهبود زندگی مشترکمان چه کارهایی انجام دهد ولی از این نکته مهم غفلت می کنیم که ما نیز وظایفی در قبال زندگی مشترکمان داریم و اگر قرار است بهبودی حاصل شود ما نیز باید «تغییر» کنیم و سعی کنیم همسر بهتری باشیم و نقش و سهم خود را در یک زندگی مشترک غم انگیز بپذیریم.

یک زوج موفق این کارها را انجام نمی دهند

افشاگر نیستند
صحبت کردن در مورد همسر با دوستان و آشنایان، تنها دردسرساز است و جز افشاى مسائل خصوصى شما براى دیگران پیامدى ندارد. ممکن است شما و همسرتان بالاخره به تفاهم برسید و اصلا مسئله پیش آمده را فراموش کنید، اما هرگز آن تصویرى که شما از همسرتان در حین ناراحتى براى دیگران ساخته اید از ذهنشان پاک نخواهد شد. اصولا نباید پشت سر کسی صحبت کرد مخصوصا در مورد همسر خود.

 

مقایسه نمى کنند
زوجهای موفق به رابطه خود ایمان دارند. آنها راه زندگی خود را بر اساس اهداف و خواسته هاى مشترکشان طی می کنند، و برای حرکت های بزرگتر خود را آماده می کنند. مقدار مشخصی از زمان را با هم می گذرانند و نه خود را با زوج های دیگر مقایسه می کنند و نه سخنان دیگران برایشان مهم است.

همسر سرزنش گر

سرزنشگر نیستند
زوج هایی که همیشه همدیگر را سرزنش می کنند، در نهایت به دلیل شکستن عزت نفس و اعتماد یکدیگر، به سقوط و جدایی می رسند. زوج ها باید نقاط ضعف و قوت هم را بشناسند و به رشد و بهبود یکدیگر کمک کنند و در برابر سایرین مثل جامه اى زیبا و برازنده، عیوب هم را بپوشانند.

 

به دنبال فرد بى عیب و نقص نیستند
هر کسی ضعف هایی دارد؛ هیچ انسانى حتى خودش را هم صد درصد تأیید نمى کند و زوج هاى موفق این را مى دانند که انتظار شریکى بى هیچ ضعف و خطایى، باطل و بیهوده است. یادتان باشد حتى بعضى از ایرادهاى جزئى با گذشت زمان شیرین و خاطره انگیز مى شوند “همیشه عادت داشت صورتش را با پیراهن من خشک کند؛ کاش میدانستم که چقدر عطر لباسم را دوست دارد،.”.

 

کنترلگر نیستند
زوج های موفق با هم در ارتباط هستند، آنها قادرند در مورد دغدغه هایشان بدون ترس بحث کنند؛ پیش از آنکه همسر باشند، بهترین دوست هم هستند.

 

اهل گله و شکایت نیستند
مدام گلایه نمی کنند و خانه را به یک پادگان نظامى و یا اتاق بازجویى تبدیل نمى کنند. با روش هاى نقد صحیح آشنا هستند و در صورت لزوم، درست انتقاد مى کنند.

 

سختگیر نیستند
اگر شریک زندگی شما دیرهنگام با لباس هاى کارش به خانه آمده و روى کاناپه خوابش برده است؛ خستگى اش را درک کنید و شبهایى که مى دانید کارش طولانى ست، آن کاناپه را با یک ملحفه مناسب آماده کنید. زوج های موفق نمایش هاى اشرافى بازى نمى کنند؛ آنها تلخى ها را مى شناسند و زندگى را براى هم شیرین مى کنند.

پیشگیری از علائم حمله پانیک

یک حمله پانیک یا وحشت زدگی اپیزودی ناگهانی از ترس شدید در غیاب خطر واقعی یا علتی واضح است که باعث واکنش های شدید بدنی می شود. حمله پانیک می تواند خیلی وحشت آور باشد. زمانی که حمله پانیک اتفاق می افتد، ممکن است فکر کنید در حال از دست دادن کنترلتان، حمله قلبی یا مرگ هستید.

 

خیلی از مردم تنها یک یا دو حمله وحشت زدگی را در طول عمر تجربه می کنند، و مشکلشان از بین می رود، شاید زمانی که موقعیت استرس زا پایان می گیرد. اما اگر شما حملات پانیک عود کننده و غیرمنتظره داشته و مدت زیادی را در ترس مداوم از وقوع  یک حمله وحشت زدگی دیگر بگذرانید، ممکن است شرایطی به نام اختلال پانیک یا وحشت زدگی داشته باشید.

 

هرچند حملات وحشت زدگی خودشان تهدیدکننده زندگی نیستند، آنها می توانند ترسناک باشند و به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی تاثیر بگذارند، اما درمان آن می تواند بسیار موثر باشد.

 

در حالی که برای حملات هراس و اختلال پانیک از درمان حرفه ای بهره مند می شوید،خودتان نیز می توانید به مدیریت علائم پانیک در خودتان کمک کنید. بعضی از شیوه های زندگی و گام های مراقبت از خود که می توانید به کار گیرید به شرح زیر می باشد:

 

– دنبال کردن برنامه درمانی

رو به رو شدن با ترس هایتان می تواند مشکل باشد اما درمان به شما کمک می کند احساس کنید شما در خانه خود گروگان و اسیر نیستید.

 

– پیوستن به یک گروه پشتیبانی

پیوستن به یک گروه برای افرادی با حملات وحشتزدگی و اختلالات اضطراب شما را به افراد دیگری که با مشکلی همانند شما درگیر هستند متصل می کند.

 

– خودداری از مصرف کافئین، الکل، سیگار و داروهای تفریحی

همه این موارد می توانند باعث بدتر شدن یا راه اندازی حملات وحشت زدگی(پانیک) شوند.

– مدیریت استرس و تکنیک های آرام سازی را تمرین کنید

برای مثال یوگا، تنفس عمیق و آرام سازی عضلات پیش رونده -سفت کردن هرکدام از عضلات و سپس آزاد کردن آن تا زمانی که همه عضلات بدن ریلکس شوند- همچنین می تواند کمک کننده باشد.

 

– فعال بودن از لحاظ فیزیکی

فعالیت های هوازی می تواند تاثیرات آرامبخشی بر خلق و خوی شما داشته باشد

 

– داشتن خواب کافی

خواب کافی داشته باشید بطوریکه در طول روز احساس خواب آلودگی نکنید

 

منبع:

https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/panic-attacks/basics/lifestyle-home-remedies/con-20020825

صحبت کردن با همسر

روشن سازی درخواستها در روابط زوجین

یکی از اشتباهات زوجین این است که زن یا شوهر درخواست های خود را بطور کلی و مبهم مطرح می نماید. و باعث ایجاد سوء تفاهم می شود.

مثال ۱: درخواست مبهم زن
زن به مرد می گوید: به من محبت بیشتری کن.
مرد هم پاسخ خواهد داد: چقدر دیگه بهت محبت کنم، تمام زندگیم که ریختم به پای شما……

مثال ۲: درخواست مبهم مرد
مرد به زن می گوید: من در خانه به آرامش بیشتری نیاز دارم. زن هم فوراً پاسخ می دهد: صبح تا شب که بیرون هستی، وقتی هم که می آیی می خواهی ما ساکت باشیم و هیچی نگیم.

مثل ۳:روشن سازی درخواست
زن بجای آنکه به مرد بگوید: بیشتر به من توجه کن، بیشتر دوستم داشته باش و بیشتر به من محبت کن.
دقیقاً منظور خود را روشن سازی می کند.

مثلاً زن با تکنیک روشن سازی می گوید:
موقع خواب و موقع آمدن به خانه من را در آغوش بگیر.
روزی یک یا دو بار به من بگو دوستت دارم.
پس از شام به مدت تقریبی نیم ساعت با من صحبت بکن.
وقتی در جمع دیگران و در مهمانی هستیم، سه تا چهار بار بیا کنارم بنشین و با من سه تا پنج دقیقه آرام حرف بزن تا همه بدانند که به من توجه می کنی.

در تکنیک روشن سازی زن دقیقاً مشخص می کند که منظورش از بیشتر به من محبت کن چیست و سوء تفاهم ایجاد نمی شود و شانس بیشتری برای بهره مند شدن از گفتگو وروابط زناشویی ایجاد می شود

بزرگترین پشیمانی هایی که بیشتر زوج ها در رابطه زناشویی دارند

هنگامی که شما در یک داستان عاشقانه قرار می گیرید، آخرین چیزی که می خواهید در مورد آن فکر کنید، پشیمانی است.

از هر زوجی که برای سالهای زیادی باهم زندگی کرده اند – و یا کسانی که اخیرا طلاق داشته اند – از پشیمانی ها یشان بپرسید و مطمئن شوید که  شما این اشتباه ها را انجام نمیدهید.

یادگیری آنچه که دیگران آرزو می کنند ای کاش آن ها را انجام می دادند و یا کارهایی که از انجام آن پشیمانند ممکن است بهترین توصیه های ارتباطی باشد که ما می توانیم دریافت کنیم و باید یاد بگیریم.

 

همسر خود را اولویت اول قرار نمیدادند

به نظر می رسد که زوج های متاهل و طلاق گرفته در بیاد اوردن زمانی که شریک زندگی شان را قبل از دوستان، کار و سایر تعهدات در اولویت نگذاشته اند شبیه هم هستند. اگر شما همسرتان را در اولویت قرار ندهید، رابطه شما از عواقب ان  رنج خواهد برد.

بیرون رفتن با هم دیگر

با هم بیرون رفتن را کنار گذاشتند

پس از مدتی، زوج ها تمایل دارند قرار گذاشتن (دو نفری با هم بیرون رفتن وقت صرف هم کردن) را متوقف کنند، به ویژه پس از اینکه مسائل شغلی و کودکان وارد زندگی شده اند. بر اساس تجارب بسیاری از زوج های سابق، این یک اشتباه بزرگ است. همه ی اینها به الویت قراردادن همسر بستگی دارد.  لازم نیست در قرار گذاشتن افراط کنید، اما صرف وقت با هم برای تمرکز بر روی رابطه شما مهم است.

 

فکر می کردند که شریک زندگیشان تغییر خواهد کرد

در حالی که ما همیشه باید تلاش کنیم که بهترین نسخه از خودمان باشد، متخصصان می گویند اشتباه است که شما در یک رابطه به امید اینکه شریک زندگی تان تغییر خواهد کرد بمانید. اگر با یک شخص درون گرا، یک فرد خجالتی یا کسی که نزدیک به خانواده اش است، ازدواج کنید نمی توانید از انها انتظار داشته باشید که تغییر کنند

 

تمام سرگرمی ها و علایق خود را کنار می گذارند

خواه شما متاهل باقی بمانید و یا در نهایت طلاق بگیرید، داشتن سرگرمی ها و علایق ضروری است. اگراز دیدن دوستان خود یا کاری را که باعث خوشحالی شما می شود، دست بکشید، احساس منزوی بودن  خواهید کرد حتی اگر رابطه (زناشویی) خودتان خوب باشد.

 

بیش از حد حسود بودن

یکمی حسادت در یک رابطه ممکن است طبیعی باشد اما می تواند مشکلات جدی در زندگی عاشقانه شما ایجاد کند. حسود بودن بی اندازه میتواند به هردو شخص استرس و فشار وارد کند، و در حقیقت میتواند منجر به عدم اعتماد و یا جدایی شود. با حسادت خود مقابله کنید وقتی که هنوز فرصت مقابله با ان را دارید.

زن و شوهر

آنها به اندازه کافی با هم حرف نمیزنند

یکی از برجسته ترین پشیمانی های مراجعه کنندگان به مشاور ، این است که آنها آرزو می کردند که به جای اینکه امید  داشته باشند تا همسرشان ذهنشان را بخوانند، در عوض نحوه معاشرت و ارتباط برقرار کردن بهتر را یاد میگرفتند. با توجه به مسائل و مشکلات ارتباطی  که منجر به پایان بسیاری از رابطه ها میشود، این مورد یک مسئله بسیار مهم  است که باید به ان توجه شود.

 

آنها برای مدت طولانی در رابطه اشتباه باقی مانده بودند

مردم به دلایل مختلف در یک ازدواج بد می مانند، اما ماندن بیش از حد طولانی در یک رابطه اشتباه تنها به نظر می رسد که منجر به پشیمانی میشود. در حالی که مهم است رابطه خود را تقویت کنید و اگر قادر هستید سعی کنید مشکلات را حل کنید، همچنین مهم است که خودتان را در رابطه گم نکنید. و  اگرچه فرار کردن از ازدواج بجای حفظ رابطه میتواند غیرمنطقی و نادرست باشد، هرگز نباید علائم به پایان رسیدن ازدواج خود را نادیده بگیرید.

 

منبع:

https://www.cheatsheet.com/health-fitness/the-biggest-relationship-regrets-most-couples-have.html/?a=viewall

باورهای غیر منطقی

باورهای غیرمنطقی

دکتر آلبرت الیس و همکارانش، سیزده باور غیرمنطقی را شناسایی کرده‌اند

این باورهای غیرمنطقی عبارتند از:

۱- همه افراد جامعه باید مرا دوست بدارند و تأییدم کنند.

۲- برای این‌که فردی ارزشمند و محبوب باشم، باید در همه زمینه‌ها توانمند و بالیاقت بوده، در همه عرصه‌ها باید پیشرفت کنم و دست‌آوردهای قابل توجهی کسب کنم.

۳- جهان باید جایگاه عدل و انصاف بوده، همیشه باید با من خوب رفتار شود.

۴- باورها و ارزش‌های دیگران باید مشابه باورها و ارزش‌های من باشد. دیگران باید کارها را همان‌طوری انجام دهند که من انجام می‌دهم.

۵- افراد خاصی وجود دارند که بدذات و شرورند. آن‌ها باید برای رفتارهای زشت خود به‌شدت مذمت و تنبیه شوند.

۶- من وقتی از عهده کاری به خوبی برنیایم، نمایانگر این است که آدم بدی هستم؛ یک شکست‌خورده و یک آدم احمق.

۷- روزگار باید آن‌چه را من لازم دارم برایم فراهم سازد.
زندگی بایست آسوده و راحت باشد. من نباید سختی بکشم یا رنج ببرم.

۸- اگر امور و وقایع زندگی آن‌طور نباشد که من می‌خواهم، موجب نهایت بدبختی می‌شود و فاجعه‌انگیز خواهد بود. وقتی امور بر وفق مراد نباشد، احساس شادمانی و خرسندی در زندگی محال است.

۹- اجتناب کردن از مشکلات، آسان‌تر از رویاروشدن با و حل و فصل نمودن آن‌هاست.

۱۰- ناخشنودی و بدبختی من به‌وسیله عوامل بیرونی (خارج از کنترل من) به وجود آمده است.

۱۱- اگر این احتمال وجود داشته باشد که واقعه ناگواری در زندگی من ممکن است رخ بدهد، از هم‌اکنون باید آماده باشم و بکوشم تا امکان به وقوع پیوستن آن‌ها را به تأخیر اندازم یا از آن‌ها جلوگیری کنم.

۱۲- برای هر مشکل و مسئله‌ای همواره یک راه‌حل کامل و درست وجود دارد. اگر من نتوانم به آن راه‌حل دست یابم، بسیار وحشتناک و فاجعه‌آمیز خواهد بود.

۱۳- تجارب و وقایع گذشته و تاریخچه زندگی‌ام تعیین‌کننده مطلق رفتارها و خصوصیات کنونی من هستند. اثر گذشته را در تعیین رفتارهای کنونی‌ام نمی‌توانم نادیده بگیرم.

الیس این باورهای سیزده‌گانه را در چهار مقوله کلی طبقه‌بندی کرده است.

به اعتقاد او چهار مقوله باور ناسالم، هسته مرکزی تمام مشکلات روان‌شناختی هر فرد را تشکیل می‌دهند:

۱- پرتوقعی (انتظار غیرمنطقی)

۲- فاجعه‌پنداری (وحشتناک دیدن وقایع)

۳- سطح پایین تحمل ناکامی (بی‌تحملی)

۴- کم‌ارزش شمردن خود (ناارزنده‌سازی خویشتن).

 

ازدواج خوب کتاب آشپزی نیست !

توقعات درستی از یکدیگر داشته باشید
ما باید انتظار درستی از ازدواج داشته باشیم و فکر نکنیم که قرار است وارد بهشتی شویم که هیچ مشکلی در آن وجود ندارد.ازدواج،اشتغال ،مهاجرت ،تغییر شغل و بچه دار شدن تصمیمات مهم زندگی هستند که سختی های خاص خود را دارند و باید با آگاهی از وجود این سختی‌ها اقدام به انجام آنها کنیم .در غیر این صورت خیلی زود سرخورده و ناامید می‌شویم. اما پذیرش آن به مراتب بهتر از گیر افتادن ما در توقعات بیجا و سقوط در دره‌های ناآگاهی است.

اشتباه بسیاری افراد این است که فکر می‌کنند ازدواج خوب حاصل جمع مرد خوب و امکانات خوب به اضافه زن خوب و فهم خوب است ؛در صورتی که این پیش‌فرض اصلا درست نیست.ازدواج خوب یعنی حاصل جمع زن و مردی با امکانات متوسط که آمادگی ساختن یک ازدواج خوب را دارند .البته روزهای سختی هم در پیش خواهید داشت که نباید بترسید و هرگز با دعواهای متناوب سالهای اول فکر نکنید شکست خورده‌اید ؛بلکه بدانید در واقع این ماهیت ازدواج است.

متاسفانه بسیاری از افراد حاضر نیستند کمترین سختی و ناامنی را تجربه کنند و گاهی با پیش آمدن اولین دعواها به فکر جدایی می‌افتند، تحمل سختی ها را ندارند و درست در نقطه‌ای که ازدواج می‌تواند به رشد و آگاهی ختم شود ،به آن خاتمه می‌دهند.

 

 ازدواج خوب کتاب آشپزی نیست!
بعضی زوج ها دوست دارند با دستورالعمل های سریع برای بهبود رابطه خود در ازدواج خیلی زود به نتیجه برسند.آمارها هم نشان می‌دهند یک سوم از طلاق های شهرهای بزرگ ایران در سال اول زندگی اتفاق می‌افتد.یعنی افراد صبر و تحمل کافی برای رسیدن به نتیجه بهتر را ندارند و نمی‌توانند به یکدیگر فرصت دهند.

 فراموش نکنیم ازدواج خوب مثل دستور تهیه غذا در کتاب‌های آشپزی نیست که مثلا بتوان گفت با ۱۰ گرم عشق و ۱۰ گرم صمیمیت و…تهیه می‌شود!!

همان گونه که برای داشتن یک پیتزای خوب،تنها در اختیار داشتن مواد خوب کافی نیست و باید زمان گذاشت و روش تهیه آن را بلد بود ،برای داشتن یک ارتباط موفق هم باید از چگونگی برقراری ارتباط آگاه بود.در ضمن صبور بود و سازگار.

 

مراقبت از ازدواج
همان طور که برای حفظ هر چیز باارزشی باید برای آن زمان و انرژی گذاشت؛برای حفظ ازدواج نیز باید به آن توجه کرد .مانند گلی که اگر بخواهیم پژمرده نشود باید بدانیم چطور باید از آن مراقبت کنیم.

اگر می‌خواهید از روزمرگی‌های رایج زندگی فاصله بگیرید بیشتر به یکدیگر توجه کنید؛یعنی با هم به سفر بروید و بیشتر با خانواده‌های یکدیگر معاشرت کنید چون باعث افزایش نشاط شما می‌شود .؛ضمن اینکه بسیاری از ازدواج های موفق با حمایت و تایید خانواده‌ها شکل گرفته‌اند.

در مجموع فراموش نکنید که می‌توان ازدواج خوبی داشت و آن را حفظ کرد ؛ مشروط بر آنکه آن را ساخت و مراقب راهزنی های احتمالی اطرافیان یا افکار مسموم خودمان بود.