نوشته‌ها

بهبود رابطه زناشویی

بهبود رابطه با هفت عادت مهرآمیز

بهبود رابطه زناشویی

برای بهبود رابطه پس از کنار گذاشتن هفت عادت مخرب(انتقاد، سرزنش کردن، غر زدن، تهدید، تنبیه و رشوه دادن) چه کنیم؟

باید از هفت عادت مهر آمیز استفاده کنیم:
۱-حمایت ۲-تشویق ۳-گوش دادن ۴-پذیرش ۵-اعتماد ۶-احترام ۷-مذاکره در مورد تفاوتها

حمایت:

اولین عادت مهرآمیز است، وقتی شما از همسرتان حمایت می کنید، در واقع به او می گویید: عزیزم زیاد به خودت سخت نگیر، تو اشتباه کوچکی مرتکب شده ای، ما می توانیم با این اشتباه زندگی کنیم، بیا با هم همکاری کنیم و برای آن راه حلی پیدا کنیم.
زوج هایی که در شرایط دشوار از یکدیگر حمایت می کنند، روابط محکم و پایداری پدید می آورند. همیشه به خاطر داشته باشید شما پشت و پناه یکدیگرید.

تشویق:

دومین عادت مهرآمیز است، شما طوری عمل می کنید که همسرتان بداند در هر گامی که بر میدارد از حمایت شما برخوردار است. زوج هایی که همدیگر را تشویق می کنند از احساس اطمینانی برخوردارند که باعث موفقیت آنها در ابعاد مختلف زندگی می شود.

گوش دادن:

سومین عادت مهر آمیز است، از بین همه عادات مهرآمیز «گوش دادن» بیشتر درخواست می شود و کمتر داده میشود. باید به یکدیگر گوش کنید، بدون آنکه آنچه را می شنوید ارزیابی کنید. سعی کنید بکوشید خواسته همسرتان را به درستی درک کنید.
ممکن است همیشه با آنچه از همسرتان می شنوید موافق نباشید، اما اگر هر دوی شما این احساس را داشته باشید که دیگری به آنچه گفته اید خوب گوش کرده است، به هم نزدیکتر خواهید شد.

پذیرش:

چهارمین عادت مهرآمیز است. .وقتی همسرتان «خود واقعی» شما را می بینید که گاهی اوقات چندان هم دلچسب نیست، باید بداند «تو را بخاطر همین که هم اکنون هستی دوست دارم» این اساس پذیرش در هر رابطه ای است. ضعف و کاستی های یکدیگر را می پذیرید و اطمینان دارید هر دوی شما در هر لحظه بهترین تلاش خود را برای این رابطه انجام می دهید. لحظات درخشان یکدیگر را شناسایی کنید و این حقیقت را بپذیرید که هیچ کس کامل نیست.

اعتماد:

پنجمین عادت مهرآمیز است و بسیار مهم است. اعتماد کردن به دیگری کار آسانی نیست. شاید همه ما در زندگیمان به کسی اعتماد کرده باشیم و سپس اعتمادمان سلب شده باشد، طرد شده باشیم، به ما خیانت کرده باشند و ضربه دیده باشیم. در ازدواج، اعتماد آن است که به همسر خود نشان دهید قابل اعتمادید. تا جایی که می توانید با هم صادق و رو راست باشید(بدون آزردن همسرتان). اعتماد زوج ها را به هم متعهد می کند.

احترام:

ششمین عادت مهرآمیز است. خصایص قابل احترامی را در وجود یکدیگر پیدا و آنها را خاطرنشان کنید. به همسرتان بگویید به چه خصایص در او احترام می گذارید. اگر احترام از دست برود همه چیز از دست می رود.

مذاکره در مورد تفاوت ها:

هفتمین عادت مهرآمیز و بسیار مهم است. در بهترین ازدواج ها هم بین زوج ها تفاوت و اختلاف وجود دارد. وقتی مذاکره می کنید در واقع چیزی می دهید تا چیزی دریافت کنید. این عادت مهرآمیز، رشوه دادن یا خشنود کردن برای کنترل دیگری نیست. بلکه هر دو باید انعطاف پذیر باشید.

خیانت به همسر

خیانت از کجا شکل میگیرد؟

خیانت به همسر

شما فکر می کنید تمام خیانتکاران با هدف خیانت به همسر شان وارد رابطه ای دیگر شده اند؟!

نه ابدا.

خیانت معمولا از جایی شروع میشه که تصورش را هم نمیکنید از یک دردودل ساده با همکارتان، دوست دوران مدرسه ،همسر دوست صمیمی و …

اول فکر می کنید چقدر خوب درکتان می کند،بعد فکر می کنید به عنوان یک انسان با او نزدیکی فکری دارید،به مرور دلتان می خواهد بیشتر با او صحبت کنید چون حرفهای او روی شما تاثیر دیگری داردو فقط وقتی با او صحبت میکنید برایتان همه چیز خوب است حتی گاهی هیچ گله و شکایتی از همسرتان ندارید ولی برای دردودل با او از همسرتان شکایت میسازید

 

(همسرم  اصلا نمی فهمه من چی میگم،من و درک نمیکنه و…)بعد یواش یواش دلتان میخواهد اورا بیشتر ببینید و طولانی تر ببینید و بعد کم کم ذهنتان درگیر مقایسه او با همسرتان  و در بیشتر اوقات همسرتان در این مقایسه بازنده است

همین باعث میشود  روابطتان سرد و سرد تر شود، چون شما کسی را دارید که با او دردودل کنید و برایش ناز کنید دیگر حوصله همسرتان را نخواهید داشت و دیگر به آن راحتی که رابطه را آغاز کردید نمی توانید از آن خارج شوید

 

خیانت مثل جانوری خزنده و بی صدا،بی دعوت وارد زندگیتان میشود و همه آن را به خطر می اندازد

مراقب مرزهایتان باشید

این تصور واهی من با دیگران فرق دارم و در دام خیانت نمی افتم را دور بریزید. میلیونها نفر با همین تصور اشتباه در همین دام گرفتار می شوند

مسئولیت پذیری در کودکان

مسئولیت دادن به فرزندانتان را فراموش نکنید

والدینی که در برآوردن تمامی نیازهای فرزندان شان پیش قدم می شوند و نمی گذارند کودک با استقلال دست به عملی بزند تحمل دشواری های آینده را برای کودک سخت تر می سازند و نمی توان گفت که با فدا کردن خود برای کودک زندگی بهتری را برای او می سازند بلکه حتی می توان گفت، این والدین زندگی آینده کودک را تخریب می کنند.


با این حال، مسئولیت هایی که برایش در نظر می گیرید باید مناسب با سن او باشد و در قبال انجام صحیح آن نیز به او پاداش دهید.

پیشگیری از علائم حمله پانیک

یک حمله پانیک یا وحشت زدگی اپیزودی ناگهانی از ترس شدید در غیاب خطر واقعی یا علتی واضح است که باعث واکنش های شدید بدنی می شود. حمله پانیک می تواند خیلی وحشت آور باشد. زمانی که حمله پانیک اتفاق می افتد، ممکن است فکر کنید در حال از دست دادن کنترلتان، حمله قلبی یا مرگ هستید.

 

خیلی از مردم تنها یک یا دو حمله وحشت زدگی را در طول عمر تجربه می کنند، و مشکلشان از بین می رود، شاید زمانی که موقعیت استرس زا پایان می گیرد. اما اگر شما حملات پانیک عود کننده و غیرمنتظره داشته و مدت زیادی را در ترس مداوم از وقوع  یک حمله وحشت زدگی دیگر بگذرانید، ممکن است شرایطی به نام اختلال پانیک یا وحشت زدگی داشته باشید.

 

هرچند حملات وحشت زدگی خودشان تهدیدکننده زندگی نیستند، آنها می توانند ترسناک باشند و به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی تاثیر بگذارند، اما درمان آن می تواند بسیار موثر باشد.

 

در حالی که برای حملات هراس و اختلال پانیک از درمان حرفه ای بهره مند می شوید،خودتان نیز می توانید به مدیریت علائم پانیک در خودتان کمک کنید. بعضی از شیوه های زندگی و گام های مراقبت از خود که می توانید به کار گیرید به شرح زیر می باشد:

 

– دنبال کردن برنامه درمانی

رو به رو شدن با ترس هایتان می تواند مشکل باشد اما درمان به شما کمک می کند احساس کنید شما در خانه خود گروگان و اسیر نیستید.

 

– پیوستن به یک گروه پشتیبانی

پیوستن به یک گروه برای افرادی با حملات وحشتزدگی و اختلالات اضطراب شما را به افراد دیگری که با مشکلی همانند شما درگیر هستند متصل می کند.

 

– خودداری از مصرف کافئین، الکل، سیگار و داروهای تفریحی

همه این موارد می توانند باعث بدتر شدن یا راه اندازی حملات وحشت زدگی(پانیک) شوند.

– مدیریت استرس و تکنیک های آرام سازی را تمرین کنید

برای مثال یوگا، تنفس عمیق و آرام سازی عضلات پیش رونده -سفت کردن هرکدام از عضلات و سپس آزاد کردن آن تا زمانی که همه عضلات بدن ریلکس شوند- همچنین می تواند کمک کننده باشد.

 

– فعال بودن از لحاظ فیزیکی

فعالیت های هوازی می تواند تاثیرات آرامبخشی بر خلق و خوی شما داشته باشد

 

– داشتن خواب کافی

خواب کافی داشته باشید بطوریکه در طول روز احساس خواب آلودگی نکنید

 

منبع:

https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/panic-attacks/basics/lifestyle-home-remedies/con-20020825

زلزله و تاثیر آن بر کودکان

والدین پس از زلزله در خصوص وقایع پس از زلزله به کودکان خود چه بگویند؟

آنها را تا حد ممکن از مشاهده عکسهای دلخراش و دادن اطلاعات دور نگه دارید

ابراز ترس و اضطراب از سوی والدین سطح اضطراب کودک را بالاتر خواهد برد

صحبت با کودکان

اگر کودکی شاهد عکسها یا صحنه های دلخراشی شده یا اطلاعات زلزله از طریقی به او رسیده ،والدین بهتر است او را در آغوش گرفته بدون ذکر جزییات ، این اطمینان را به او بدهند که از او در هر شرایطی مراقبت خواهند کرد .

همچنین میتوانیم آنها را در جریان کمکهایی که از سوی نهاد ها و مردم به زلزله زده گان میشود قرار دهیم و به آنها بگوییم که نه تنها ما از تو مراقبت میکنیم بلکه دیگران نیز از ما مراقبت خواهند کرد این کار احساس امنیت را به کودک باز خواهید گرداند.

اگر کودکی بیش از حد سوال میپرسد یا به شدت مضطرب شده به گونه‌ای که خواب شب مختل گردیده و یا غذا خوردن دچار مشکل شده، می بایست او را به روانشناس یا روانپزشک کودک ارجاع دهید.

صحبت کردن با همسر

روشن سازی درخواستها در روابط زوجین

یکی از اشتباهات زوجین این است که زن یا شوهر درخواست های خود را بطور کلی و مبهم مطرح می نماید. و باعث ایجاد سوء تفاهم می شود.

مثال ۱: درخواست مبهم زن
زن به مرد می گوید: به من محبت بیشتری کن.
مرد هم پاسخ خواهد داد: چقدر دیگه بهت محبت کنم، تمام زندگیم که ریختم به پای شما……

مثال ۲: درخواست مبهم مرد
مرد به زن می گوید: من در خانه به آرامش بیشتری نیاز دارم. زن هم فوراً پاسخ می دهد: صبح تا شب که بیرون هستی، وقتی هم که می آیی می خواهی ما ساکت باشیم و هیچی نگیم.

مثل ۳:روشن سازی درخواست
زن بجای آنکه به مرد بگوید: بیشتر به من توجه کن، بیشتر دوستم داشته باش و بیشتر به من محبت کن.
دقیقاً منظور خود را روشن سازی می کند.

مثلاً زن با تکنیک روشن سازی می گوید:
موقع خواب و موقع آمدن به خانه من را در آغوش بگیر.
روزی یک یا دو بار به من بگو دوستت دارم.
پس از شام به مدت تقریبی نیم ساعت با من صحبت بکن.
وقتی در جمع دیگران و در مهمانی هستیم، سه تا چهار بار بیا کنارم بنشین و با من سه تا پنج دقیقه آرام حرف بزن تا همه بدانند که به من توجه می کنی.

در تکنیک روشن سازی زن دقیقاً مشخص می کند که منظورش از بیشتر به من محبت کن چیست و سوء تفاهم ایجاد نمی شود و شانس بیشتری برای بهره مند شدن از گفتگو وروابط زناشویی ایجاد می شود

رفتار صحیح با کودکان

استقلال فرزندان

وقتی به زور فرزندتان را وادار می کنید چیز مفیدی بخورد یا کار مفیدی انجام دهد، ممکن است برای جسمش کاری کرده باشید اما به روانش آسیب رسانده اید.

با این کار، مانع از شکل گیری «منِ مستقل» در او می شوید؛ چیزی که او برای خوشبخت شدن به آن شدیدا نیاز دارد.

فرقی ندارد فرزندتان چه سنی دارد، هرگز به او زور نگویید و او را وادار هیچ عمل خاصی نکنید
حتی اگر آن چیز بهترین گزینه در دنیا باشد.

بزرگترین پشیمانی هایی که بیشتر زوج ها در رابطه زناشویی دارند

هنگامی که شما در یک داستان عاشقانه قرار می گیرید، آخرین چیزی که می خواهید در مورد آن فکر کنید، پشیمانی است.

از هر زوجی که برای سالهای زیادی باهم زندگی کرده اند – و یا کسانی که اخیرا طلاق داشته اند – از پشیمانی ها یشان بپرسید و مطمئن شوید که  شما این اشتباه ها را انجام نمیدهید.

یادگیری آنچه که دیگران آرزو می کنند ای کاش آن ها را انجام می دادند و یا کارهایی که از انجام آن پشیمانند ممکن است بهترین توصیه های ارتباطی باشد که ما می توانیم دریافت کنیم و باید یاد بگیریم.

 

همسر خود را اولویت اول قرار نمیدادند

به نظر می رسد که زوج های متاهل و طلاق گرفته در بیاد اوردن زمانی که شریک زندگی شان را قبل از دوستان، کار و سایر تعهدات در اولویت نگذاشته اند شبیه هم هستند. اگر شما همسرتان را در اولویت قرار ندهید، رابطه شما از عواقب ان  رنج خواهد برد.

بیرون رفتن با هم دیگر

با هم بیرون رفتن را کنار گذاشتند

پس از مدتی، زوج ها تمایل دارند قرار گذاشتن (دو نفری با هم بیرون رفتن وقت صرف هم کردن) را متوقف کنند، به ویژه پس از اینکه مسائل شغلی و کودکان وارد زندگی شده اند. بر اساس تجارب بسیاری از زوج های سابق، این یک اشتباه بزرگ است. همه ی اینها به الویت قراردادن همسر بستگی دارد.  لازم نیست در قرار گذاشتن افراط کنید، اما صرف وقت با هم برای تمرکز بر روی رابطه شما مهم است.

 

فکر می کردند که شریک زندگیشان تغییر خواهد کرد

در حالی که ما همیشه باید تلاش کنیم که بهترین نسخه از خودمان باشد، متخصصان می گویند اشتباه است که شما در یک رابطه به امید اینکه شریک زندگی تان تغییر خواهد کرد بمانید. اگر با یک شخص درون گرا، یک فرد خجالتی یا کسی که نزدیک به خانواده اش است، ازدواج کنید نمی توانید از انها انتظار داشته باشید که تغییر کنند

 

تمام سرگرمی ها و علایق خود را کنار می گذارند

خواه شما متاهل باقی بمانید و یا در نهایت طلاق بگیرید، داشتن سرگرمی ها و علایق ضروری است. اگراز دیدن دوستان خود یا کاری را که باعث خوشحالی شما می شود، دست بکشید، احساس منزوی بودن  خواهید کرد حتی اگر رابطه (زناشویی) خودتان خوب باشد.

 

بیش از حد حسود بودن

یکمی حسادت در یک رابطه ممکن است طبیعی باشد اما می تواند مشکلات جدی در زندگی عاشقانه شما ایجاد کند. حسود بودن بی اندازه میتواند به هردو شخص استرس و فشار وارد کند، و در حقیقت میتواند منجر به عدم اعتماد و یا جدایی شود. با حسادت خود مقابله کنید وقتی که هنوز فرصت مقابله با ان را دارید.

زن و شوهر

آنها به اندازه کافی با هم حرف نمیزنند

یکی از برجسته ترین پشیمانی های مراجعه کنندگان به مشاور ، این است که آنها آرزو می کردند که به جای اینکه امید  داشته باشند تا همسرشان ذهنشان را بخوانند، در عوض نحوه معاشرت و ارتباط برقرار کردن بهتر را یاد میگرفتند. با توجه به مسائل و مشکلات ارتباطی  که منجر به پایان بسیاری از رابطه ها میشود، این مورد یک مسئله بسیار مهم  است که باید به ان توجه شود.

 

آنها برای مدت طولانی در رابطه اشتباه باقی مانده بودند

مردم به دلایل مختلف در یک ازدواج بد می مانند، اما ماندن بیش از حد طولانی در یک رابطه اشتباه تنها به نظر می رسد که منجر به پشیمانی میشود. در حالی که مهم است رابطه خود را تقویت کنید و اگر قادر هستید سعی کنید مشکلات را حل کنید، همچنین مهم است که خودتان را در رابطه گم نکنید. و  اگرچه فرار کردن از ازدواج بجای حفظ رابطه میتواند غیرمنطقی و نادرست باشد، هرگز نباید علائم به پایان رسیدن ازدواج خود را نادیده بگیرید.

 

منبع:

https://www.cheatsheet.com/health-fitness/the-biggest-relationship-regrets-most-couples-have.html/?a=viewall

مثلث خود مشغولی چیست؟

رنجش
عصبانیت
ترس
“مثلث خودمشغولی ” را به وجود می‌آورند.

شاید جالب باشد که بدانید، تمام نواقص اخلاقی از این سه واکنش سرچشمه می‌گیرند.

“رنجش” واکنش ما در برابر آن قسمت از گذشته‌مان است که مسایل طبق خواسته و روال ما پیش نرفته، از این طریق ما دوباره به گذشته باز می‌گردیم و در آن زندگی می‌کنیم.

“عصبانیت” روش رویارویی ما با زمان حال و واکنشی به منظور انکار واقعیت است.

“ترس” احساسی است که وقتی ما به آینده‌مان فکر می‌کنیم دچار آن می‌شویم و به بیان دیگر ، واکنش ما در مقابل ناشناخته‌ها و احساس نگرانی از به وقوع نپیوستن رویاهایمان است.

هر سه‌ی این احساس‌ها عوارض خودمشغولی است.
این واکنش‌ها در مقابل آدم‌ها، مکان‌ها و وقایع گذشته، حال و آینده زمانی ظاهر می‌شود که انتظارات ما از آن‌ها برآورده نشود.

و اما راه حل کلیدی برای رهایی از خودمشغولی:
ما می‌توانیم از خودمشغولی رهایی پیدا کنیم و…

پذیرش را جایگزین رنجش
عشق را جایگزین عصبانیت
ایمان را جایگزین ترس

چالش نهنگ آبی و توصیه هایی برای والدین و رسانه ها

بیانیه‌ی فوری انجمن خودکشی‌شناسی امریکا درباره‌ چالش نهنگ ابی

بسیاری از خروجی‌های رسانه‌ها گزارش‌هایی را درباره‌ی چالش نهنگ آبی منتشر می‌کنند. بر اساس این گزارش‌ها، چالش نهنگ آبی یک بازی در رسانه‌های اجتماعی است که ادعا می‌شود جوانان را تشویق به انجام رفتارهای آسیب‌زننده به خود یا خودکشی می‌کند.

در حالی که هیچ شواهدی نداریم که نشان بدهد چالش نهنگ آبی یک پدیده‌ی واقعی است، این را می‌دانیم که رسانه‌های اجتماعی – در تمام شکل‌های خود – می‌توانند تأثیری قابل‌توجه بر سلامت روان، به ویژه در جوانان، داشته باشند.

جوانان از گروه‌هایی هستند که بیش‌ترین خطر خودکشی را دارند: بر اساس گزارش مرکز کنترل بیماری‌ها (CDC)، ۱۷ درصد از دانش‌آموزان کلاس ۹ تا ۱۲ گزارش کرده‌اند که در ۱۲ ماه گذشته به طور جدی به خودکشی فکر کرده‌اند.

واقعیت داشتن چالش نهنگ آبی مورد تردید است، اما تأثیر رسانه‌های اجتماعی بر سلامت روان جوانان واقعیت دارد.

 

جوانانی که افکار خودکشی دارند معمولن علایم هشداردهنده ای را از خود نشان می‌دهند. این علایم هشداردهنده‌ی خودکشی می‌تواند شامل مواردی مانند حرف زدن درباره‌ی مرگ یا احساس ناامیدی، تحریک‌پذیری شدید، دوری کردن از دوستان و خانواده، و‌ لذت نبردن از فعالیت‌های معمول زندگی باشد.

اگر متوجه علایم هشداردهنده‌ی خودکشی در کسی شدید، حرف زدن سریع و روشن درباره‌ی خودکشی می‌تواند باعث‌ نجات دادن یک زندگی [زندگی او] شود.

 

رییس انجمن خودکشی‌شناسی امریکا می‌گوید: «هر بار که یک کودک در اثر خودکشی جان خود را از دست می‌دهد، به دنبال علت آن‌ می‌گردیم. خودکشی پدیده‌ای پیچیده است و هرگز یک علت واحد ندارد. اگر پدیده‌هایی مانند چالش نهنگ آبی را به عنوان علت خودکشی جوانان تلقی کنیم، در معرض این خطر هستیم که از درد و رنج روانی افراد [در معرض خودکشی] غفلت کنیم و نسبت به افرادی که رنج می‌کشند تبعیض بیش‌تری اعمال کنیم.»

 

برای رسانه‌ها:

ما به اصحاب رسانه توصیه‌ی جدی می‌کنیم که در گزارش کردن داستان‌های مرتبط با نهنگ آبی یا وقایع شبیه آن احتیاط به خرج بدهند. این موضوعات خبری می‌توانند تبدیل به شایعاتی گسترش‌یابنده شوند که باعث ایجاد فرهنگ ترس و هشدار می‌شوند که خود می‌تواند موجب شود که حرف زدن درباره‌ی خودکشی و رسانه‌های اجتماعی برای جوانان، والدین و آموزش‌دهندگان را سخت‌تر کند.

انتشار مسؤولانه‌ی گزارش‌های مرتبط با خودکشی، هم‌راه با داستان‌های #امید و #تاب‌آوری [در شرایط دشواری و استرس] می‌تواند باعث کاهش تعداد بیش‌تری از خودکشی‌ها شود.

ما به والدین و آموزش‌دهندگان به شدت توصیه می‌کنیم که با کودکان و جوانان بنشینند و با آنان درباره‌ی تأثیرات بالقوه‌ی رسانه‌های اجتماعی صحبت کنند… ضرورت دارد که درباره‌ی سلامت روان، افسردگی، و افکار خودکشی و نقش احتمالی که رسانه‌های اجتماعی می‌توانند داشته باشند به طور روشن و صادقانه صحبت شود.

گرچه بسیاری از بحث‌ها به اثرات منفی رسانه‌های اجتماعی تمرکز دارند، تأثیر مثبت آن‌ها را نمی‌توان نادیده گرفت: رسانه‌های اجتماعی می‌توانند برای افرادی که فکر خودکشی دارند اما نمی‌توانند شخصن درباره‌ی آن با کسی صحبت کنند و کمک بخواهند مفید باشند.