نوشته‌ها

نقشه مغزی

QEEG (نقشه مغزی)

مغز ما دارای میلیارد ها سلول عصبی است. این سلول ها برای برقراری ارتباط با یکدیگر و سایر قسمتهای بدن پیام های عصبی را منتقل می کنند. این پیام های عصبی ماهیت الکتریکی و شیمیایی دارند، پس در هر لحظه میلیارد ها سیگنال الکتریکی در سلول های مغز ما رد و بدل می شوند. یکی از روشهایی که برای بررسی عملکرد مغز مورد استفاده قرار می گیرد بر این اساس است که فعالیت الکتریکی مغز را در فرکانسهای مختلف بررسی کنیم. با توجه به تقسیم بندی فرکانس ها ما دارای 4 موج اصلی در مغز هستیم: دلتا، تتا، آلفا و بتا. هر کدام از این امواج با عملکرد خاصی در مغز مرتبط هستند:

نقشه مغزی

برای مثال امواج دلتا با خواب عمیق و ترشح هورمون رشد در ارتباط است. امواج تتا با یادگیری فعال و تفکر خلاقانه. امواج آلفا با آرامش بستن چشمها، کاهش اضطراب و ترشح سروتونین. امواج بتا با اعمال پیچیده ذهن مثل سخن گفتن، تفکر انتزاعی و … .

مغز سالم در شرایط مختلف امواج خاصی را تولید می کند مثلا در یک فرد سالم هنگامی که سعی در حل مسئله ریاضی و تمرکز دارد امواج تتا افزایش پیدا می کند تا شخص راه حل مناسب را پیدا کند.

ما با استفاده از دستگاه QEEG می توانیم مقدار این امواج و عملکرد مغز را بررسی کنیم.

نقشه مغزی

دستگاه QEEG یا نقشه مغزی الکترودهایی دارد که روی پوست سر قرار می گیرند و آن گاه سیگنالهای تولید شده توسط مغز را با سیم رابط به کامپیوتر منتقل می کند و در کامپیوتر با محاسبات ریاضی این امواج دسته بندی شده و شدت و مکان تولید آنها مشخص می شود و با رنگ های مختلف نشان داده می شوند. رنگ سبز نشان دهنده حالت نرمال است.

اگر شدت موج اندازه گیری شده توسط دستگاه بیشتر از حالت طبیعی باشد (که نشان دهنده مشکلی در عملکرد ناحیه ای از مغز است) دستگاه آنرا با رنگهای زرد، نارنجی یا قرمز نشان می دهد (بسته به شدت اختلال). اگر شدت امواج کمتر از حالت طبیعی باشد با رنگ آبی و بنفش نشان داده می شود که آن هم نشان دهنده اختلال عملکرد است.

مثلا بالا بودن امواج تتا را رد اختلال بیش فعالی و مشکل تمرکز داریم. یا بالا بودن امواج آلفا در لوب پیشانی را در افسردگی داریم.

لازم به ذکر است که تشخیص اختلالات مختلف روانپزشکی توسط روانپزشک و با مصاحبه بالینی انجام می شود و QEEG یک روش کمک کننده در تعیین دقیق روش درمان در درمان های غیر داروییی مانند نوروفیدبک و بیوفیدبک، تحریک الکتریکی مغز و … می باشد و جایگزین مصاحبه روانپزشکی نمی باشد.

آمادگی لازم برای QEEG:

  • شست و شوی سر با شامپو در روز انجام تست
  • عدم استفاده از روغن یا ژل روی موها یا مواد آرایشی روی پیشانی
  • عدم مصرف مواد تحریک کننده مانند قهوه، چای، سیگار و…
  • عدم مصرف داروهای نامعتبر
  • در صورتی که داروی روانپزشکی مصرف می کنید با روانپزشک خود در مورد مصرف آن در روز انجام نقشه مغزی مشورت کنید.
  • شب قبل استراحت کافی کرده باشید

نقشه مغزی

* نکته: انجام نقشه مغزی هیچ ضرری ندارد و صرفا امواج مغزی را ثبت می کند.

نوروفیدبک چیست

نوروفیدبک چیست؟

نوعی خودتنظیمی مغز است که در طی آن با آگاه ساختن فرد از جزئیات کارکرد مغز، که در حالت عادی از آن بی خبر است می توان کنترل ناخودآگاه آن را برای فرد ایجاد کرد.

در نتیجه فرآیندهای ناهوشیار و غیرارادی فعالیت امواج مغزی، برای بیمار کاملا محسوس می شود(از طریق مشاهده آنها در کامپیوتر)

در این زمینه عملکرد نوروفیدبک را شاید بتوان به آینه ای تشبیه کرد که با نشان دادن امواج مغزی به فرد در تنظیم و کنترل آنها کمک می کنذ بیمار با کمک درمانگر ارایه محرک های دیداری-شنیداری قادر خواهد بود امواج ناهنجار را دستکاری کرده و طی جلسات درمان آنها را به حالت بهنجار تبدیل کند.

نوروفیدبک چیست

هدف اصلی در نوروفیدبک:

بالابردن آگاهی شخص نسبت به آنچه در مغزش به وقوع می پیوندد بهینه کردن عملکرد مغز، بالا بردن توجه و خود کنترلی و به مغز این امکان را می دهد تا آرام، منظم و متمرکز باقی بماند.

فواید نوروفیدبک:

  •  روشی کاملا ایمن است که عوارض جانبی ندارد.
  •  کمک به پزشکان در قطع یا کاهش دوز مصرفی داروها در برخی اختلالات
  •  پایداری اثرات درمانی تا چندین سال پس از اتمام درمان
  •  افزایش توانمندی های شناختی
  •  تقویت حافظه

کاربردهای نوروفیدبک:

نوروفیدبک چیست

  • بیش فعالی – کمبود توجه (ADHD)؛ بیش از هر بیماری دیگری برای درمان ADHD از نوروفیدبک استفاده شده است. مطالعات و تحقیقات نشان داده که تاثیر این درمان بر بیماران مبتلا قابل توجه می باشد
  • اضطراب(Anxiety)، حملات هراس(Panic)، فوبی ها(Phobias)
  • اختلالات یادگیری(Learning Disorder)
  • اختلالات خواب(Sleep Disorder)
  • سر دردهای میگرنی(Migrain)
  • افسردگی(Depression)

نورو فیدبک چگونه کار می کند؟

اساس کار نوروفیدبک برروی امواج مغزی بیمار است در نوروفیدبک، حسگرهایی که به سر بیمار وصل و از طریق آنها فعالیت امواج مختلف مغزی دریافت می شود.

بیمار با توجه کردن به آن و بوسیله عملکرد مغز خود بازی را کنترل می کند و در واقع امواج مغزی خود را بطور ناخوداگاه تنظیم می نماید. از آنجا که اثربخشی نوروفیدبک بر اساس یک فرایند یادگیری شرطی سازی عامل صورت می گیرد لذا فرد با گرفتن یا از دست دادن امتیاز به تدریج توان اصلاح امواج مغزی خود را بدست می آورد.

طول دوره ی درمان حداقل 30 جلسه می باشد.

آیا می شود بعد از خیانت رابطه را ادامه داد؟

هیچ چیز مخرب تر از این نیست که بفهمید همسر وفادار شما خیانت کرده است. حقیقت این است که همسرتان به شما دروغ گفته؛ چه با حرف هایش چه با سکوتش موجب رنج شما شده است.
اگر خیانتی اتفاق افتاده باشد، بسیار طبیعی است که فرد آسیب دیده احساس خشم، افسردگی، دیوانگی، وسواس فکری با جزئیات خیانت کند و فکر کند هرگز این رابطه درست نخواهد شد.

به یاد داشته باشید که خیانت در ازدواج های بد رخ نمی دهد. این یک باور غلط است که فکر کنید “دلیل اصلی” خیانت، بد بودن ازدواج یا گناهکار بودن طرف مقابل است. درست است، خیانت در ازدواج های ناموفق اتفاق می افتد اما در عین حال در ازدواج های عالی هم به همان میزان رخ می دهد. خیانت دلایل مختلف دارد.

هر اندازه هم خیانت مخرب و دیوانه کننده باشد، طلاق تنها راه نیست. زوج های زیادی هستند که بعد از خیانت آرامش یافته اند و حتی ارتباط و نزدیکی شان افزایش یافته است. برای اینکه بتوان بعد از خیانت رابطه را بازسازی کرد هر دو طرف باید به هم متعهد شوند؛ به راست گویی، به اجتناب از وسوسه های آینده و به راه طولانی و مسیر ناهموار التیام و بازسازی اعتماد.

اگر فردی هستید که خیانت کرده اید؛ هرگز، هرگز و هرگز همسرتان را تشویق به فراموش کردن و نادیده گرفتن نکنید. در عوض به رنجش همسرتان گوش دهید و آن را بپذیرید. گفتگو کنید و اجازه دهید همسرتان بداند که به کارتان فکر می کنید و نمی خواهید او را مجبور کنید به تنهایی رنجش را تحمل کنید. کاملا آماده شنیدن خشم و غم او تا هر زمان که طول می کشد باشید. اگر می خواهید همسرتان رنج را رها کند پس شما باید آن را نگه دارید.

اگر فردی هستید که به شما خیانت شده، قبل از طلاق مشاوره بگیرید و از طرفی سعی کنید ببخشید. به همسرتان فرصت دهید رابطه را بسازد و اعتماد شما را دوباره به دست بیاورد. به خودتان و رابطه فرصتی برای التیام و رشد بدهید. بدون شک این فرایند آهسته و سخت است. اما اگر هر دوی شما متعهد شوید، ازدواجتان ارزش تلاش را دارد.

بهبود رابطه زناشویی

بهبود رابطه با هفت عادت مهرآمیز

بهبود رابطه زناشویی

برای بهبود رابطه پس از کنار گذاشتن هفت عادت مخرب(انتقاد، سرزنش کردن، غر زدن، تهدید، تنبیه و رشوه دادن) چه کنیم؟

باید از هفت عادت مهر آمیز استفاده کنیم:
۱-حمایت ۲-تشویق ۳-گوش دادن ۴-پذیرش ۵-اعتماد ۶-احترام ۷-مذاکره در مورد تفاوتها

حمایت:

اولین عادت مهرآمیز است، وقتی شما از همسرتان حمایت می کنید، در واقع به او می گویید: عزیزم زیاد به خودت سخت نگیر، تو اشتباه کوچکی مرتکب شده ای، ما می توانیم با این اشتباه زندگی کنیم، بیا با هم همکاری کنیم و برای آن راه حلی پیدا کنیم.
زوج هایی که در شرایط دشوار از یکدیگر حمایت می کنند، روابط محکم و پایداری پدید می آورند. همیشه به خاطر داشته باشید شما پشت و پناه یکدیگرید.

تشویق:

دومین عادت مهرآمیز است، شما طوری عمل می کنید که همسرتان بداند در هر گامی که بر میدارد از حمایت شما برخوردار است. زوج هایی که همدیگر را تشویق می کنند از احساس اطمینانی برخوردارند که باعث موفقیت آنها در ابعاد مختلف زندگی می شود.

گوش دادن:

سومین عادت مهر آمیز است، از بین همه عادات مهرآمیز «گوش دادن» بیشتر درخواست می شود و کمتر داده میشود. باید به یکدیگر گوش کنید، بدون آنکه آنچه را می شنوید ارزیابی کنید. سعی کنید بکوشید خواسته همسرتان را به درستی درک کنید.
ممکن است همیشه با آنچه از همسرتان می شنوید موافق نباشید، اما اگر هر دوی شما این احساس را داشته باشید که دیگری به آنچه گفته اید خوب گوش کرده است، به هم نزدیکتر خواهید شد.

پذیرش:

چهارمین عادت مهرآمیز است. .وقتی همسرتان «خود واقعی» شما را می بینید که گاهی اوقات چندان هم دلچسب نیست، باید بداند «تو را بخاطر همین که هم اکنون هستی دوست دارم» این اساس پذیرش در هر رابطه ای است. ضعف و کاستی های یکدیگر را می پذیرید و اطمینان دارید هر دوی شما در هر لحظه بهترین تلاش خود را برای این رابطه انجام می دهید. لحظات درخشان یکدیگر را شناسایی کنید و این حقیقت را بپذیرید که هیچ کس کامل نیست.

اعتماد:

پنجمین عادت مهرآمیز است و بسیار مهم است. اعتماد کردن به دیگری کار آسانی نیست. شاید همه ما در زندگیمان به کسی اعتماد کرده باشیم و سپس اعتمادمان سلب شده باشد، طرد شده باشیم، به ما خیانت کرده باشند و ضربه دیده باشیم. در ازدواج، اعتماد آن است که به همسر خود نشان دهید قابل اعتمادید. تا جایی که می توانید با هم صادق و رو راست باشید(بدون آزردن همسرتان). اعتماد زوج ها را به هم متعهد می کند.

احترام:

ششمین عادت مهرآمیز است. خصایص قابل احترامی را در وجود یکدیگر پیدا و آنها را خاطرنشان کنید. به همسرتان بگویید به چه خصایص در او احترام می گذارید. اگر احترام از دست برود همه چیز از دست می رود.

مذاکره در مورد تفاوت ها:

هفتمین عادت مهرآمیز و بسیار مهم است. در بهترین ازدواج ها هم بین زوج ها تفاوت و اختلاف وجود دارد. وقتی مذاکره می کنید در واقع چیزی می دهید تا چیزی دریافت کنید. این عادت مهرآمیز، رشوه دادن یا خشنود کردن برای کنترل دیگری نیست. بلکه هر دو باید انعطاف پذیر باشید.

خیانت به همسر

خیانت از کجا شکل میگیرد؟

خیانت به همسر

شما فکر می کنید تمام خیانتکاران با هدف خیانت به همسر شان وارد رابطه ای دیگر شده اند؟!

نه ابدا.

خیانت معمولا از جایی شروع میشه که تصورش را هم نمیکنید از یک دردودل ساده با همکارتان، دوست دوران مدرسه ،همسر دوست صمیمی و …

اول فکر می کنید چقدر خوب درکتان می کند،بعد فکر می کنید به عنوان یک انسان با او نزدیکی فکری دارید،به مرور دلتان می خواهد بیشتر با او صحبت کنید چون حرفهای او روی شما تاثیر دیگری داردو فقط وقتی با او صحبت میکنید برایتان همه چیز خوب است حتی گاهی هیچ گله و شکایتی از همسرتان ندارید ولی برای دردودل با او از همسرتان شکایت میسازید

 

(همسرم  اصلا نمی فهمه من چی میگم،من و درک نمیکنه و…)بعد یواش یواش دلتان میخواهد اورا بیشتر ببینید و طولانی تر ببینید و بعد کم کم ذهنتان درگیر مقایسه او با همسرتان  و در بیشتر اوقات همسرتان در این مقایسه بازنده است

همین باعث میشود  روابطتان سرد و سرد تر شود، چون شما کسی را دارید که با او دردودل کنید و برایش ناز کنید دیگر حوصله همسرتان را نخواهید داشت و دیگر به آن راحتی که رابطه را آغاز کردید نمی توانید از آن خارج شوید

 

خیانت مثل جانوری خزنده و بی صدا،بی دعوت وارد زندگیتان میشود و همه آن را به خطر می اندازد

مراقب مرزهایتان باشید

این تصور واهی من با دیگران فرق دارم و در دام خیانت نمی افتم را دور بریزید. میلیونها نفر با همین تصور اشتباه در همین دام گرفتار می شوند

یک زوج موفق این کارها را انجام نمی دهند

افشاگر نیستند
صحبت کردن در مورد همسر با دوستان و آشنایان، تنها دردسرساز است و جز افشاى مسائل خصوصى شما براى دیگران پیامدى ندارد. ممکن است شما و همسرتان بالاخره به تفاهم برسید و اصلا مسئله پیش آمده را فراموش کنید، اما هرگز آن تصویرى که شما از همسرتان در حین ناراحتى براى دیگران ساخته اید از ذهنشان پاک نخواهد شد. اصولا نباید پشت سر کسی صحبت کرد مخصوصا در مورد همسر خود.

 

مقایسه نمى کنند
زوجهای موفق به رابطه خود ایمان دارند. آنها راه زندگی خود را بر اساس اهداف و خواسته هاى مشترکشان طی می کنند، و برای حرکت های بزرگتر خود را آماده می کنند. مقدار مشخصی از زمان را با هم می گذرانند و نه خود را با زوج های دیگر مقایسه می کنند و نه سخنان دیگران برایشان مهم است.

همسر سرزنش گر

سرزنشگر نیستند
زوج هایی که همیشه همدیگر را سرزنش می کنند، در نهایت به دلیل شکستن عزت نفس و اعتماد یکدیگر، به سقوط و جدایی می رسند. زوج ها باید نقاط ضعف و قوت هم را بشناسند و به رشد و بهبود یکدیگر کمک کنند و در برابر سایرین مثل جامه اى زیبا و برازنده، عیوب هم را بپوشانند.

 

به دنبال فرد بى عیب و نقص نیستند
هر کسی ضعف هایی دارد؛ هیچ انسانى حتى خودش را هم صد درصد تأیید نمى کند و زوج هاى موفق این را مى دانند که انتظار شریکى بى هیچ ضعف و خطایى، باطل و بیهوده است. یادتان باشد حتى بعضى از ایرادهاى جزئى با گذشت زمان شیرین و خاطره انگیز مى شوند “همیشه عادت داشت صورتش را با پیراهن من خشک کند؛ کاش میدانستم که چقدر عطر لباسم را دوست دارد،.”.

 

کنترلگر نیستند
زوج های موفق با هم در ارتباط هستند، آنها قادرند در مورد دغدغه هایشان بدون ترس بحث کنند؛ پیش از آنکه همسر باشند، بهترین دوست هم هستند.

 

اهل گله و شکایت نیستند
مدام گلایه نمی کنند و خانه را به یک پادگان نظامى و یا اتاق بازجویى تبدیل نمى کنند. با روش هاى نقد صحیح آشنا هستند و در صورت لزوم، درست انتقاد مى کنند.

 

سختگیر نیستند
اگر شریک زندگی شما دیرهنگام با لباس هاى کارش به خانه آمده و روى کاناپه خوابش برده است؛ خستگى اش را درک کنید و شبهایى که مى دانید کارش طولانى ست، آن کاناپه را با یک ملحفه مناسب آماده کنید. زوج های موفق نمایش هاى اشرافى بازى نمى کنند؛ آنها تلخى ها را مى شناسند و زندگى را براى هم شیرین مى کنند.

مسئولیت پذیری در کودکان

مسئولیت دادن به فرزندانتان را فراموش نکنید

والدینی که در برآوردن تمامی نیازهای فرزندان شان پیش قدم می شوند و نمی گذارند کودک با استقلال دست به عملی بزند تحمل دشواری های آینده را برای کودک سخت تر می سازند و نمی توان گفت که با فدا کردن خود برای کودک زندگی بهتری را برای او می سازند بلکه حتی می توان گفت، این والدین زندگی آینده کودک را تخریب می کنند.


با این حال، مسئولیت هایی که برایش در نظر می گیرید باید مناسب با سن او باشد و در قبال انجام صحیح آن نیز به او پاداش دهید.

شش راه ساده برای آگاهانه غذا خوردن

آیا می خواهید از رژیم غذایی خود خلاص شوید اما نمی دانید چه چیزی میتواند جایگزین آن شود؟ “آگاهانه غذا خوردن” پاسخ سوال شماست. در نظر داشته باشد ۹۵% کسانی که برای لاغر شدن رژیم می گیرند طی پنج سال به وزن قبلیشان بر می گردند.

ما می بینیم که رژیم های غذایی زودگذر چه معایب جسمی و احساسی بر افراد دارند. رژیم های غذایی زودگذر ارتباط شما با غذا ها را پیچیده می کنند، شما را از حس گناه و شرم پر می کنند، به سوخت و ساز بدن آسیب می رسانند و به طور کلی غذا خوردن را تبدیل به یک مبارزه و کشمکش می کنند. خبر خوب این است که نباید اینچنین باشد. غذاها  برای لذت بردن و تغذیه شدن شما هستند نه برای اینکه در شما احساس اضطراب و پشیمانی ایجاد کنند.

 

مطالعات بالینی نشانه داده آگاهانه غذا خوردن به مردم کمک می کند تا حس بهتری به بدن خود داشته باشند، از زیاد شدن وزن جلوگیری کنند، با خوردن های مشکل دار(مانند اختلال بینج ایتینگ یا پرخوری افراطی و بولیمیا نروزا یا پراشتهایی عصبی) مقابله کنند، ۳۰۰ کالری کمتر در روز مصرف کنند، شاخص حجم بدن شان را کاهش دهند، و از همه مهمتر رابطه کلی بهتری با غذا داشته باشند. آگاهانه خوردن برنامه گران یا پیچیده ای نیست.

 

لیست زیر را بخوانید تا برخی از مهمترین رفتارها و تغییرات ذهنی در افرادی که آگاهانه غذا می خورند را کشف کنید:

  1- آنان قبل از سیر شدن از غذا خوردن دست می کشند

“سیری” یک اصطلاح سوء استفاده شده و گمراه کننده است. کسانی که آگاهانه غذا می خورند تمایل دارند تا زمانی به خوردن ادامه دهند که دیگر گرسنه نباشند یا احساس رضایت کنند. تفاوت بزرگی اینجاست. زمانی که شما احساس سیر شدن را دریافت می کنید اغلب آنقدر دیر شده که بیش از حد غذا خورده اید

اگر شما برای سالها رژیم داشتید، سیگنال های گرسنگی و سیری شما ممکن است قطع شوند.جای نگرانی نیست! خوردن آگاهانه کمک می کند مغز شما دوباره این سیگنالها را برقرار کند تا بدانید چگونه گرسنگی فیزیکی واقعی احساس می شود و گرسنگی عاطفی را تشخیص دهید.

 

  2- آهسته غذا می خورند

این کار در دنیای امروز آسان نیست. ما در جهانی زندگی می کنیم که بر دسترسی سریع و عجله کردن تاکید می کند و غذا خوردن هم استثنا نیست. کسانی که آگاهانه غذا می خورند به خودشان کم کردن سرعت در خوردن را یادآوری می کنند و یا سعی میکنند آهسته بودن شان را چک کنند.

 

عمدا تغییر دادن سرعت اغلب  گفتنش از انجامش سخت تر است. برای این کار ابزاری هست که کمک می کند.

  3- انها برای غذا خوردن انتخابی عمل می کنند

کسانی که آگاهانه غذا می خورند ممکنست مشکل پسند  و بد غذا بنظر برسند، آنها اغلب در مورد انتخاب غذا درک و تمییزدهندگی زیادی دارند. آنها واقعا غذا ها را می چشند و اگر آن را دوست نداشتند آن را نمیخورند، درست مانند کسانی که ناخونک می زنند.

همچنین آنها نگران این نیستند که غذاها را به طعم خاصی که میخواهند مختص کنند. در رستوران، آنها ممکن است تغییراتی در سفارش خود بخواهند مثلا بخواهند پنیر سوئیسی به جای چدار در غذای سفارش شده باشد.

 

  4- آنان سخاوتمند و انعطاف پذیر هستند

بله، افرادی که آگاهانه غذا می خوردند نیز گاهی پرخوری می کنند! چیزی که آنها انجام نمی دهند اینست که مانند کسانی که رژیم غذایی دارند خودشان را آزار نمی دهند. آنها میدانند که فردا روز دیگری است و می توانند خودشان را ببخشند.

اغلب استراتژی این است که مقدار وعده یا میان وعده بعدی را تعدیل می کنند.

  5- آنان تمایل دارند که قبل از خوردن غذا اول مقدار گرسنگی شان را مقیاس قرار بدهند

بودن در لحظه و حضور کامل کلید آگاهانه غذا خوردن است. یک لحظه کوتاه صبر کنید تا قبل از شروع به غذا خوردن از خودتان بپرسید: “آیا من واقعا، واقعا گرسنه هستم؟ حسی که من در حال حاضر دارم… است”

این میتواند  به جلوگیری از وارد شدن شما به غذا خوردن های احساسی کمک کند

  6- آنها عادات قدیمی را ترک می کنند

زمانی که شما می دانید چه عادت هایی باعث پرخوری شما می شوند مانند همزمان انجام دادن چندکار موقع غذا خوردن یا کم کم خوردن در حال اضطراب، می تواند انرژی و توجه بیشتری رابه این عادتها اختصاص بدهید. این گاهی اوقات بیشتر تغییر نحوه غذا خوردن است چه غذایی را خوردن.

 

منبع:

http://eatingmindfully.com/learn/mindful-eating/

پیشگیری از علائم حمله پانیک

یک حمله پانیک یا وحشت زدگی اپیزودی ناگهانی از ترس شدید در غیاب خطر واقعی یا علتی واضح است که باعث واکنش های شدید بدنی می شود. حمله پانیک می تواند خیلی وحشت آور باشد. زمانی که حمله پانیک اتفاق می افتد، ممکن است فکر کنید در حال از دست دادن کنترلتان، حمله قلبی یا مرگ هستید.

 

خیلی از مردم تنها یک یا دو حمله وحشت زدگی را در طول عمر تجربه می کنند، و مشکلشان از بین می رود، شاید زمانی که موقعیت استرس زا پایان می گیرد. اما اگر شما حملات پانیک عود کننده و غیرمنتظره داشته و مدت زیادی را در ترس مداوم از وقوع  یک حمله وحشت زدگی دیگر بگذرانید، ممکن است شرایطی به نام اختلال پانیک یا وحشت زدگی داشته باشید.

 

هرچند حملات وحشت زدگی خودشان تهدیدکننده زندگی نیستند، آنها می توانند ترسناک باشند و به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی تاثیر بگذارند، اما درمان آن می تواند بسیار موثر باشد.

 

در حالی که برای حملات هراس و اختلال پانیک از درمان حرفه ای بهره مند می شوید،خودتان نیز می توانید به مدیریت علائم پانیک در خودتان کمک کنید. بعضی از شیوه های زندگی و گام های مراقبت از خود که می توانید به کار گیرید به شرح زیر می باشد:

 

– دنبال کردن برنامه درمانی

رو به رو شدن با ترس هایتان می تواند مشکل باشد اما درمان به شما کمک می کند احساس کنید شما در خانه خود گروگان و اسیر نیستید.

 

– پیوستن به یک گروه پشتیبانی

پیوستن به یک گروه برای افرادی با حملات وحشتزدگی و اختلالات اضطراب شما را به افراد دیگری که با مشکلی همانند شما درگیر هستند متصل می کند.

 

– خودداری از مصرف کافئین، الکل، سیگار و داروهای تفریحی

همه این موارد می توانند باعث بدتر شدن یا راه اندازی حملات وحشت زدگی(پانیک) شوند.

– مدیریت استرس و تکنیک های آرام سازی را تمرین کنید

برای مثال یوگا، تنفس عمیق و آرام سازی عضلات پیش رونده -سفت کردن هرکدام از عضلات و سپس آزاد کردن آن تا زمانی که همه عضلات بدن ریلکس شوند- همچنین می تواند کمک کننده باشد.

 

– فعال بودن از لحاظ فیزیکی

فعالیت های هوازی می تواند تاثیرات آرامبخشی بر خلق و خوی شما داشته باشد

 

– داشتن خواب کافی

خواب کافی داشته باشید بطوریکه در طول روز احساس خواب آلودگی نکنید

 

منبع:

https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/panic-attacks/basics/lifestyle-home-remedies/con-20020825

زلزله و تاثیر آن بر کودکان

والدین پس از زلزله در خصوص وقایع پس از زلزله به کودکان خود چه بگویند؟

آنها را تا حد ممکن از مشاهده عکسهای دلخراش و دادن اطلاعات دور نگه دارید

ابراز ترس و اضطراب از سوی والدین سطح اضطراب کودک را بالاتر خواهد برد

صحبت با کودکان

اگر کودکی شاهد عکسها یا صحنه های دلخراشی شده یا اطلاعات زلزله از طریقی به او رسیده ،والدین بهتر است او را در آغوش گرفته بدون ذکر جزییات ، این اطمینان را به او بدهند که از او در هر شرایطی مراقبت خواهند کرد .

همچنین میتوانیم آنها را در جریان کمکهایی که از سوی نهاد ها و مردم به زلزله زده گان میشود قرار دهیم و به آنها بگوییم که نه تنها ما از تو مراقبت میکنیم بلکه دیگران نیز از ما مراقبت خواهند کرد این کار احساس امنیت را به کودک باز خواهید گرداند.

اگر کودکی بیش از حد سوال میپرسد یا به شدت مضطرب شده به گونه‌ای که خواب شب مختل گردیده و یا غذا خوردن دچار مشکل شده، می بایست او را به روانشناس یا روانپزشک کودک ارجاع دهید.